تبليغاتX
نیا تو .کام - ببار ببار ای آسمون

نیا تو .کام

مسافر خسته و یه آسمون بی دریغ

ببار ببار ای آسمون

توی رگبار سیاهی
حسم انگار تازه مونده

اون نگاه سردت اما
قلب گرمم  رو سوزونده

من نگام ساده بود اما
قلب تو ساده ندیدم

چز فریب و حس غربت
من از عشقمون نچیدم

تو نخواستی تا همیشه
قدر بودنو بدونی
سرنوشت ما همین بود
 من و تو تنها بموونیم

حالا جز چیک چیک بارون
کسی اینجا آشنا نیست
وقت تلخ رفتنه باز
دیگه اینجا جای ما نیست

من و بارون تو خیابون
داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما
تنها بموونیم

اشک چشمامو می ریزم
پشت پای تو عزیزم
تا شاید یه روز دوباره
عشق و تو چشات بریزم

وقتی که تو پیچ جاده
آخرین نگاتو کردم
دل من یه لحظه لرزید
فکر می کردم برمیگردی

فکر می کردم جای عشقت
کینه تو صدام بمونه
از تو و نگاه آخر
از تو وموندن بخوونه

بعد از اون خدانگهدار
زندگیم تیره و تاره
ولی عشقت تا همیشه
توی سینه ام موندگاره

من و بارون تو خیابون
داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما
تنها بموونیم

جدیداً زیاد به مرگ فکر می کنم . . .
حس خوبی ندارم . . .
انگار دارم واسه خودم زندگی می کنم . . .
توی دنیایی از غم و غربت . . .
خیلی وقته آسمون آبی سیاه شده . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/23ساعت 0:12  توسط من  |