عاشقت شدم آی گل بهار ........................
وقتی که گفتی تو رو نمی خوام
باور ندارم که دیگه نیستی
حالا تو رفتی ، من اینجا تنهام
یه شوخی بود یا یه قصه ی تلخ
وقتی که گفتی تو رو نمی خوام
خیال می کردم می خوای بترسم
شاید هنوزم باور نکردم
چشمای گریون دستای خسته
دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشمات ،چشمای سیات
زنجیر دلت،دستامو بسته
شاید یه حسود چشممون زده
بگو کی ما رو تنهایی دیده
ولی می دونم ، تو آسمونم
قصه ی ما رو یکی شنیده
تو باور نکن هر کی بهت گفت
پیشت می مونم، پیشت می مونم
باور ندارم که دیگه نیستی
تا ته دنیا از تو می خونم
چشمای گریون دستای خسته
دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشمات ،چشمای سیات
زنجیر ذلت،دستامو بسته
پسرک! . . .
در این هیاهوی غریب . . .
دیگه ترانه ای در من نمونده . . .
که به هیات واژه در بیاد . . .
تو هم بعد از من . . .
اوراد بوسه رو تنها واسه کسایی زمزمه کن . . .
که تو تنهایی خودشون . . .
به کودکی خدا قسم می خورند . . . .
پ.ن: از هر چی پیغام گیره متنفرم! . . .
اونم از نوعی که نفهمی چی می گه . . .
اونم تو موقعی که با یه دنیا احساس زنگ می زنی . . .
و می دونی که اون طرف بغل تلفن داره صداتو می شنوه و می خواد بپیچونه . . .
پ.ن:توی دو سه روز هرچی آدم دور و برم بود رو از خودم متنفر کردم . . .
البته از جنس مذکر . . .
پ.ن:آبی رنگ عشقه . . .
حتی اگه چشمای دشمنت هم آبی باشه . . .
پ.ن:مثلاً اومدم بزنم تا آروم شم . . .
سیم دو و سه رو با هم پاره کردم . . .
آخه یکی نیست بگه بلد نیستی کوک کنی چرا دست می زنی . . .
پ.ن:دلم واسه باربد و احسان بدفرم تنگیده . . .
پ.ن:گفته بودم کامنت ها رو می بندم . . .
پ.ن:بستم . . .
پ.ن:اینم فال حافظ ما:
برخاست بوی گل ز در آشتی در آی
ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو
حالا منظورش چیه خدا می دونه . . .
با کی آشتی کنم؟ . . .
با کسی که به نیتش فال رو گرفتم؟ . . .
اون که می خواد زجر کشم کنه . . .
پ.ن:راستی احمد آقا من تو پیستم با روزبه و سلیمانی هستم . اون جا به اسم speed منو میشناسن .فکر میکنم تو هم شنیده باشی
