تبليغاتX
نیا تو .کام -

نیا تو .کام

مسافر خسته و یه آسمون بی دریغ

شدیم مثل این گداهای سریش که می چسبن بهت ولت نمی کنن . . .
از صبح میریم سفارت تا ظهر . . . دیگه اونجا همه منو شناختن . . .
حالا خوبه اشتباه از خودشونه . . . حاظر نیستن یه اسمو عوض کنن . . .
منم که حســـــــــــــــــــــــــــــاس . . .

عجب آدم باحالی شدم من . . .
ای قربون خودم برم . . .
به سوسک خونه امون هم فحش بدم همه به خودشون می گیرن . . .
من: اه . . . گمشو . . . کثیف . . .
سوسک:با منی؟
سما: خودت گمشو!
نیلوفر: چرا جواب پی ام نمی دی! . . . پس صد در صد قهری !
اصغر: کشته مردتیم !
حسن آقا بقال: مزمز میخوای یا چی توز؟

این چند وقته این قدر از خودم خوشم اومده که فکر می کنم دچار خودشیفتگی مزمن شدم . . .
شیشه های عمری که تو دستمه . . .
منت کشی هایی که میشه . . .
خنده ی من به عشق مسخره ی بین آدما . . .
نگاه بی اعتنا به زجه های مادر دوستم . . .
بی خیالی به عشق . . .
دنیای پوچ . . .
هنوز عاشقتم . . .
به خدا می خوامت . . .
بیا با عشقمون همه چیزو درست کنیم . . .
بیا از اول شروع کنیم . . .
پوزخند من به عنوان سوم شخص جمع . . .
چون من معمولاً در مورد همه چیز سی چهل تا نظر دارم . . .

این سریال نرگس عجب ملتو گذاشته سرکار!
پسر همسایه ی ما خیلی کلاس میذاره و خرمالو رو با کارد و چنگال می خوره . . .
اصلاً تلوزیون نمی بینه . . .
و به نظرش سینمای ایران دچار معضلات اجتماعی شده . . .
فقط برنامه های live میبینه اونم فقط موسیقی . . .
موهاشم بلنده . . .
هرسال هم یه جاشو عمل میکنه . . . امسال هم لپش رو عمل کرده . . .
حتی اونم میشینه نرگس میبینه . . .
شاید داره تجربه کسب میکنه . . .
تازه با شوکت تبادل عشق هم می کنه . . .
قابل توجه اونایی که خیلی فضولن بدونن این آقا کیه . . .
ایشون احسان .. هستن . . . خواننده و نوازنده و آهنگساز . . . که همسایه ها از دستش خواب ندارن . . .
البته فقط ایشون نیست . . .
اون یکی پسر همسایمون که هفده هیجده سالشه روزی یه بار عاشق میشه و میره بالا پشت بوم گیتار میزنه . . . البته فردا شبش هم که از عشق فارغ شدن وصف بی وفایی ها رو می خونن . . .
اسمش هم مانی هست . . .
البته این دو نفربودن که منو علاقمند به ویلون کردن . . .
چون گیتار با وجود هردو شون خز شد . . .

نمی دونم باز چه مرگمه . . .
البته کم و بیش با این حالت آشنایی دارم . . .
عاشق پاییزم . . .
بارون . . .
گریه کردن زیر بارونو خیلی دوست دارم . . .
تنهایی . . . خودتی و خودت . . .
سرنوشت ما همین بود که من و تو تنها بمونیم . . .
من و بارون . . . تو خیابون . . . داریم از فردا می خونیم . . .
عاشق زمستونم . . .
برف . . . تولد سما . . . دیدن درختا . . .
اما یه چیزی همشو خراب می کنه . . .
این که هوا زود تاریک میشه . . .
دیوونه میشم . . .
این که زودتر از ساعت هشت نه شب هوا تاریک میشه . . .
دقیقاً کل زمستونو رو زجر میکشم . . .
تو زمستون خیلی داغونم . . .
بهش میگن افسردگی زمستونی . . .

یه دوستی دارم به اسم افشین . . .
البته میگم دوست نه این که فکر کنید دوست پسرمه . . .
اون موقع که من با ایشون آشنا شدم هر دو می رفتیم کلاس صخره نوردی . . .
یه جورایی ارشدمون بود اما خوب سنش نزدیک خودمون بود . . .
صخره نوردی دست قوی میخواد . . .
اما سر یه اتفاق دست من مشکل پیدا کرد و دیگه نتونستم ادامه بدم . . .
اما افشین ادامه داد و حالا شده مربی . . .
اگه عشق ارتفاع دارین امتحان کنید . . .
من خیلی عشق ارتفاعم . . .
هنوزم وقتی حالم گرفته میشه میرم لبه ی پشت بوم میشینم . . .
یادمه زمان مدرسه بعد از تعطیل شدن با ساناز بالای پل کردستان میشستیم . . .
و یه نفر زنگ میزد آتش نشانی . . .

گفتم مدرسه . . .
کاشکی هنوز کوچیک بودم . . .
اون موقع با دعوا می رفتم مدرسه . . .
خب دوسالی بود که مدرسه نمی رفتم و واسه خودم ول می گشتم . . .
فقط می رفتم امتحان می دادم . . .
یادمه هر روز تا کل خونه بیدار نمی شدن و داد نمی زدن من نمی رفتم مدرسه . . .
عادت نداشتم شبا بخوابم و بیدار شدن صبح برام سخت بود . . .
دبستان که بودم کلاسا رو دو تا یه سال می خوندم تا زودتر درسم تمووم شه . . .
سه سال راهنمایی نفهمیدم چی جوری تمووم شد . . . ( یه وقت فکر نکنین به خاطر دبیرستان البرز بوده که روبه روی مدرسمون بودا )
دبیرستان هم فقط مهر رفتم  و بعدش دیگه نرفتم تا سوم . . .
سال سوم هم کل مدرسه های منطقه رو تست کردم و آخرش رفتم جایی که هنوز حسرتشو می خورم . . .
مدرسمون داشت منحل می شد و فقط پایه ی دوم و سوم رو داشت . . .
هر کلاس چهارده نفر یا کمتر . . .
چقدر این مدرسه خوب بود . . .
به ناظم مون کامپیوتر یاد دادم به شرط این که انضباط بهم نمره بده . . .
تو مدرسه ی خودمون واحد کامپیوتر درس می دادم . . .
اجباری بود . . .
سر کلاس جبر نقاشی می کشیدم . . .
سر کلاس حسابان آهنگ گوش می کردم . . .
سر کلاس زبان با دبیرمون کل کل میکردم . . .
سر کلاس هندسه عشق می کردم . . .
سر کلاس تاریخ روی دبیرو کم میکردم . . .
سر کلاس بینش دیگه راهم ندادن . . .
چهار نفر از کلاس اخراج شدن . . .
البته نگین چه جوری بدون ژیش دانشگاهی کنکور دادم من دو تا دیپلم دارم  با اون یکی کنکور دادم . . . یکیش ریاضی و اون یکی مال هنرستان سوره
صبح با ساناز می رفتیم پارک و بدمینتون بازی می کردیم . . .
لعنتی بهترین خاطراتم تو مدرسه با مزخرفترین دوره ی زندگیم همراه . . .

اصلاً بیا از اول شروع کنم!
شدیم مثل این گداهای سریش که می چسبن بهت ولت نمی کنن . . . !

پ.ن: نیلوفر نازنین !
من از پست قبلی که نوشتم تا الآن هنوز نت نیومدم . . . کامنتی هم برات نذاشتم . . .
اون نیلوفر رو هم من نمی شناسم . . . آشنای یکی دیگه است . . . در ضمن طبق قولی که به خودم دادم دیگه مسنجر نمیام . . .اگه هم بیام فعلاً نه . . .
واسه همین اگه کارت مهمه برام میل بزن . . .

پ.ن: مرده شوره اینترنت با سرعت صد رو ببرن که آدمو از کار و زندگی میندازه . . .

پ.ن:ای آقا . . .
ما کجاییم و شما کجا . . .
این بار واسه بار آخر میگم . . .
من نه عاشقم نه دلداده . . . نه در فراغ یارم مینویسم نه از عشقش . . .
اگه مطلب عشقی می بینید ماله من نیست . . . یعنی من می نویسم اما عشق دو تا عاشق و معشوق نیست . . .
شاید دلتنگی های منه . . . شاید خستگی های منه . . .
اگه عشق می خوای عصر یه سر بزن میدون ولی عصر . . . عشق ریخته . . .
حراج عشق و پاکیه . . . شک داری؟  . . . برو ببین . . .

پ.ن: یه چیزی هست که باید به یه نفر بگم . . . یعنی اعتراف کنم . . . اما تا نبینمش نمی تونم بگم . . . خیلی سنگینه . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/26ساعت 10:43  توسط من  |