امشب لبای تو خیال بوسه داره
امشب لبای تو خیال بوسه داره
بازم چشات برق میزنه مثل ستاره
بگو چه جور این دل گرم و بی قرارم
میون صد هزار تا چشم طاقت میاره
بازم چشات برق میزنه مثل ستاره
بگو چه جور این دل گرم و بی قرارم
میون صد هزار تا چشم طاقت میاره
میخوام لبامو رو لبات بذارم
ولی میون جمع راهی ندارم
بیا بریم با همدیگه یه جای خلوت
بهم بگو حرفاتو با خیال راحت
به من بگو دوستم داری قدر یه دنیا
منم میگم دوست دارم تا به قیامت
میخوام لبامو رو لبات بذارم
ولی میون جمع راهی ندارم
با اون نگات به من میگی آتیش داغی
نترس منم خبر دارم آخر راهی
آخ اگه یه جور تو رو به چنگ بیارم
اون وقت بهت میگم کی ام و تو کجایی
میخوام لبامو رو لبات بذارم
ولی میون جمع راهی ندارم

دریغ از اینکه قطره های بی اختیار و طولانی، که شوریش تا شب، توی دهانم می ماند، ذره ای از این بغض را التیام باشد.
پ.ن: پایان این نوشته اشکهایی بود که دیگر شوری شان را نیز، از دست داده اند.....
