......امون از اون چشات
دل و هرجا میخوای میبری
یه روی خوش نشون نمیدی
منو می کشی با این دلبری
امون از اون چشات![]()
از اون قد و بالات![]()
ببین چطور دلم افتاده به پات
میگم به جون تو میرم قربون تو
میگی جون خودت، ببر زبون تو
هی میگم خرگوش کجا![]()
هی خرگوش کجا کجا![]()
دوستت دارم به خدا
دوستت دارم به خدا
هی خرگوش یواش یواش![]()
هی خرگوش یواش یواش![]()
با ما این جوری نباش
با ما این جوری نباش
شعر بالا حاصل همنشینی این خرگوشه با داداشی
دیفونه است.![]()
امروز وقتی داشتم با دیفونه حرف میزدم داداشی داشت با خرگوشه می رقصید و براش این شعرو می خوند . . . فکر کنم داداشی دیفونه هم عاشق شده . . . ![]()
********************************************
امروز دیفونه رو دیدم . . .![]()
یه چیزی رو هم فهمیدم . . .
دلم میخواد زودتر بریم سرخونه ی خودمون . . .![]()
پ.ن:امروز سما از مامان پرسیده
سما: من و بیشتر دوست داری یا سپیده رو؟![]()
مامان:تا وقتی سپیده ازدواج کنه سپید،اما وقتی رفت تورو![]()
سما:یعنی چقدر دیگه؟![]()
مامان:تا یه ماه دیگه! . . .![]()
![]()
این یعنی مامان هم OK!![]()
پ.ن:جالبترین حرفی رو که شنیده ام از زبون دیفونه بوده . . .![]()
دیفونه:چی میخوری؟ منم می خوام![]()
من:فالوده!![]()
دیفونه:همونا که مثل گوشه ی فرش ریش ریشه؟![]()
![]()
من:![]()

