Bye-bye life
دلم خیلی گرفته . . .
اندازه ی یه آسمون غصه توش جمع شده . . .
یه روزایی هست که دلم می خواد سرمو بذارم تو بغل یه نفر که بوی محبت میده . . .
و با تمام وجودم زار بزنم . . .
یه شبایی هست که می خوام با یکی حرف بزنم . . .
یه وقتایی هست که دلم می خواد یه نفر به حرفام گوش کنه . . .
به حرفام گوش کنه . . .
فقط گوش کنه . . .
برام بزرگتری نکنه . . .
برام از کاراش و تحربه هاش نگه . . .
بکن ، نکن نداشته باشه . . .
به حرفام گوش کنه . . .
فقط گوش کنه . . .
یه وقتایی شده می خوام یه نفر با تمام قدرتش بزنه تو گوشم . . .
و بعدش من تو چشاش ببینم که با عشق این کار و کرده . . .
اونم وقتی اشکم رو می بینه بغلم کنه . . .
یه روزایی هست که از زور دلتنگی و غصه می شینم و تو آینه با خودم حرف می زنم . . .
هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس !
نگو مگه من مردم که تو بی کسی . . .
نه تو نمردی . . .
اما تو هم نمی تونی دردی رو از من درمون کنی . . .
من اونی نیستم که خیلی ها می خوان . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که علی می خواست . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که آرتین می خواد . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که بهراد می خواد . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که علی می خواد . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که محمد می خواست . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که فرشاد می خواد . . .
که رضا می خواد . . . که کیوان می خواد . . . که شهرام می خواد . . .
من اینا نیستم . . .
من نمی خوام باشم . . .
نمی خوام کسی باشم که شماها می خوایین . . .
بهتون دروغ نگفتم . . .
شماها همتون بی غیرتین . . .
شماها همتون غیرت رو تو محدود کردن دیدین . . .
این که من کجا میرم . . . کی میام . . . با کی می رم . . .
این که من با کی حرف میزنم . . . چت می کنم . . .
این که کسی منو نبینه . . .
کسی بهم چیزی نگه . . .
و هزار تا بکن، نکن مثل این . . .
هیچ کدومتون یه ذره غیرت نداشتین که بهم بگید چته؟ . . .
که چرا این جوری شدم . . .
که دردم چیه؟ . . .
که چه مرگمه . . .
که چرا بهانه گیر شدم . . .
هیچ کدومتون یه ذره غیرت نداشتین که درمون این دل لعنتی باشید . . .
یه ذره غیرت نداشتین که آرومم کنید . . .
یه ذره غیرت نداشتین که جلوی اشکام رو بگیرید . . .
یه ذره غیرت نداشتین که باورم کنید . . .
همتون این سپید لعنتی رو واسه خودتون می خواستین . . .
نه واسه خودش . . .
نه واسه دلش . .
نه واسه حرفاش . . .
اگه دروغ می گم بگید . . .
همتون بگید . . .
هر کی منو می شناسه بیاد حرف بزنه . . .
هر حرفی می خواد بگه . . .
خودتون رو پنهون نکنید . . .
حرف دلتون ، اون دل خودخواهتون رو بگید . . .
بگید چرا وقتی من خسته شدم . . .
- از زندگی ، از تک تکتون ، از آدما ، از خودم ، از دلم - . . .
نیومدین بگید چته؟ . . .
چرا تنهام گذاشتین؟ . . .
می خواستین بهم یاد بدین روی پای خودم وایسم؟ . . .
می خواستین بهم یاد بدین به کسی متکی نباشم؟ . . .
می خواستین چه غلطی کنید؟ . . .
فقط بهتون می گم این رسمش نیست . . .
همتون می گید عاشقید . . .
این رسم عاشقی نیست . . .
حتی رسم دوستی هم نیست . . .
تا اطلاع ثانوی نمی خوام با هیچ کس حرف بزنم . . .
پس بی خیالم شید . . .
این روزای عجیب بوی مرگ و حس می کنم . . .
گاه مي انديشم،
خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد ؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا
از كسي مي شنوي، روي تو را
كاشكي مي ديدم .
شانه بالا زدنت را،
- بي قيد -
و تكان دادن دستت كه،
- مهم نيست زياد -
و تكان دادن سر را كه،
- عجيب ! عاقبت مرد ؟
- افسوس !
- كاشكي مي ديدم !
من به خود مي گويم :
« چه كسي باور كرد
« جنگل جان مرا
« آتش عشق تو خاكستر كرد ؟
************
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها،
با تو اكنون چه فراموشيهاست .
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد
پ.ن:جمعه . . . ساعت 7 صبح . . .توچال . . .
پ.ن:می بینم صورتمو تو آینه . . .
با لبی خسته می پرسم از خودم . . .
این غریبه کیه ؟ . . .
از من چی می خواد . . .
این به من یا من به اون خیره شدم ؟ . . .
پ.ن: و من تکرار این تکرارم . . .
پ.ن:برف باز هم بايد ببارد . . .
هر چه بيشتر ببارد بهتر است . . .
خيابان ها که سفيد می شد . . .
برای چند ساعتی هم که شده اين کثافت زندگی و انسانیت هم از یادم میره . . .
گور بابای هر کی که از سرما تو خلوت خیابون می میره . . .
مگه نه؟ . . .
پ.ن: خسته ام، خیلی خسته . . .
پ.ن:ديروز يه شانس بزرگ رید به حالم . . .
پ.ن: قاتل جون من شدی . . .
دلم تو خاک اسیر شده . . .
بوسه نزن به خاک من . . .
که دیگه خیلی دیر شده . . .
ببار ببار ای آسمون
حسم انگار تازه مونده
اون نگاه سردت اما
قلب گرمم رو سوزونده
من نگام ساده بود اما
قلب تو ساده ندیدم
چز فریب و حس غربت
من از عشقمون نچیدم
تو نخواستی تا همیشه
قدر بودنو بدونی
سرنوشت ما همین بود
من و تو تنها بموونیم
حالا جز چیک چیک بارون
کسی اینجا آشنا نیست
وقت تلخ رفتنه باز
دیگه اینجا جای ما نیست
من و بارون تو خیابون
داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما
تنها بموونیم
اشک چشمامو می ریزم
پشت پای تو عزیزم
تا شاید یه روز دوباره
عشق و تو چشات بریزم
وقتی که تو پیچ جاده
آخرین نگاتو کردم
دل من یه لحظه لرزید
فکر می کردم برمیگردی
فکر می کردم جای عشقت
کینه تو صدام بمونه
از تو و نگاه آخر
از تو وموندن بخوونه
بعد از اون خدانگهدار
زندگیم تیره و تاره
ولی عشقت تا همیشه
توی سینه ام موندگاره
من و بارون تو خیابون
داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما
تنها بموونیم
جدیداً زیاد به مرگ فکر می کنم . . .
حس خوبی ندارم . . .
انگار دارم واسه خودم زندگی می کنم . . .
توی دنیایی از غم و غربت . . .
خیلی وقته آسمون آبی سیاه شده . . .
کی بود که از تو می نوشت؟
زندگی من و تو رو
با غم و غصه می سرشت؟
با این همه گناه و درد
کی می ره آخرش بهشت؟
ببین ببین که دست من
هر جا رسید از تو می نوشت
میون جاده ها هنوز
گرد مسافرا به جاست
تو شهر تو غریبه ام
غریبه ایی که بی صداست
نفس نفس می خوام
تو رو یه همنفس می خوام
تو شب انتظار تو
برای دل قفس می خوام
اگه تو باشی پیش من
سوت دلای در به در
دوباره خورشید می کشم
رو این شبای بی ثمر
سحر میاد شب سر میشه
درای بسته باز می شه
بهار میاد تو باغمون
برکه ی من دریا میشه
میون جاده ها هنوز
گرد مسافرا به جاست
تو شهر تو غریبه ام
غریبه ایی که بی صداست
نفس نفس می خوام
تو رو یه همنفس می خوام
تو شب انتظار تو
برای دل قفس می خوام
منو ببر ، منو ببر
بریم یه جای بی خطر
یه جا که از تو بشنوم
بگی برام گریه بخر
بگو بگو به من بگو
که من نشستم پشت در
کاش همه چی یه خواب بود . . .
کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاش . . .
قطره های خون از صورتم می چکید . . .
و من هیچ رغبتی نداشتم پاکشون کنم . . .
دهنم شور شده بود . . .
و من خودمو تو آینه نگاه می کردم . . .
رنگ سفید سفید و زیر چشم ها کبود . . .
با چشمایی که می تونستی اشک رو توش پیدا کنی . . .
تصور این که احساست رو خرج چه آدمی کردی . . .
تصور این که اون آدم بهت دست زده باشه . . .
تصور این که اون آدم بهت ابراز علاقه کرده . . .
حالت رو بهم می زنه . . .
داغ می کنی . . .
سرت رو می گیری زیر شیر آب سرد . . .
اما . . .
انگار فایده ایی نداره . . .
فضای خوونه برات سنگینه . . .
لباس می پوشی و می زنی از خونه بیرون . . .
پشت سرت صدای فریاد مامانت رو می شنوی . . .
- داره بارون میاد . . . موهات خیسه . . . مریض میشی . . .
تو دلت می گی به درک . . . می خوام بمیرم . . .
داری با خودت فکر می کنی . . .
چرا؟ . . . چرا ؟ . . . چرا ؟ . . .
سرت رو میاری بالا . . .
خدای من . . .
من کی اومدم این جا . . .
می شینم رو صندلی . . .
با خودم فکر می کردم این دفعه ی سومه که من ناخودآگاه میام این جا . . .
هر وقت حالم بود . . .
هر وقت احساس گندی داشتم . . .
هر وقت دلتنگ می شدم . . .
هر وقت از زندگی خسته می شدم . . .
اما این بار فرق داشت . . .
امروز بارون میومد . . .
امروز اون جا ، اون صندلی خیس بود . . .
خیس خیس . . . سرد سرد . . .
تا شب رو همون صندلی می مونی . . .
تا وقتی که آسمون تاریک میشه . . .
تا وقتی که می ترسی . . .
با کی قسمت کنم این سکوت سرد و
با کی قسمت کنم این دنیای درد و
بی خیال
زندگی بی تو محاله؟ ، دست مرگ و من می گیرم؟
یادته که روز آخر بغض مو نگه نداشتم
تو جواب تلخ بدرود گریه هامو جا گذاشتم
منه تنها رو سپردی به هجوم تیغ غربت
خودت اما پر کشیدی میون تیک تیک ساعت
به تو گفتم نرو برگرد . . . که تو قلب من نشستی
ولی تو با خنده گفتی که دیگه عهد و شکستی
می دونم یه روز دوباره برمی گردی خیلی دیره
میگی حرفات یه دروغ بود، بی صدام دلت می گیره
ولی افسوس که دل من دیگه عاشق نمی مونه
که برای با تو بودن شعر خوشبختی بخوونه
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرو
یادته به من می گفتی که برام فقط تو موندی
حس من مثل یه شعره ، بیت آخر رو تو خوندی
همه حرفایی که گفتی دونه دونه باورم شد
همه اشکی توی چشمام واسه روز آخرم شد
اما تو ساده شکستی ، حرمت هرچی نفس بود
کاشکی تو قصه هات می گفتی دل من برات قفس بود
می دونم یه روز دوباره برمی گردی خیلی دیره
میگی حرفاش یه دورغ بود، بی صدام دلت می گیره
برو و قلب تو بردار که واسه خودت بموونه
توی رویام جا نداری ، بسه حرف عاشقونه
فقط دلم یه نفر رو می خواد
محمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممد
آسمونی جونم کجایی؟

الآن تو کافی نتم ...
از دیشب تا حالا نخوابیدم ...
از دیشب تا همین یه ساعت پیش تو منکرات میدون نیلوفر بودم ...
جرم: مانکن بودن . بد حجابی . توهین به مامور
فقط اومدم یه چیزی بگم به همه ی پلیس های محترم:
کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس ننتون!
فعلاْ
من گیلاسم!
یه هفته پر از عشق بازی . . .
پر از دوست داشتن . . .
پر از خوشحالی . . .
و . . .
پر از خوشبختی . . .
زندگی مشترکی که خیلی لذت بخش بود . . .
چقدر زود گذشت . . .
چقدر تو این چند روز بهانه گیر شده بودم . . .
چقدر تو این چند روز دلم گرفته بود . . .
یه زندگی کوتاه مدت . . .
دلم نمی خواست بره . . .
دیر وقت بود که می خواست برگرده . . .
زنگ زد . . .
رفتم پایین . . .
تو کوچه ی سرد و تاریک روبه روی هم وایساده بودیم . . .
با چشمای پر از اشک نگاش می کردم و تو دلم دعا می کردم که اشکامو نبینه . . .
دلم نمی خواست این دم آخری ناراحت شه . . .

چقدر سخت بود . . .
شاید چند لحظه بیشتر به رفتنش بیشتر نمونده بود . . .
و من می خواستم با خنده بدرقه اش کنم . . .
چقدر سخت بود . . .
این که درست روبه روی کسی وایسی که عاشقانه دوستش داشته باشی . . .
و نخوای اون دلتنگی تو بفهمه . . .
چقدر رفتنش برام سخت بود . . .
یه هفته ای که من باهاش زندگی که نه عشق کردم . . .
چقدر دوری از چشماش برام سخته . . .
چقدر دور بودن ازش برام سخته . . .
لعنتی هنوز بوی عطر تنت روی تنم مونده . . .
لعنتی تمووم وجودم صدات می کنه . . .
بغلش کردم . . .
تمووم تنم یخ زده بود . . .
ضربان قلبش داشت دیوونه ام می کرد . . .
مثل جوجو . . .
سرمو تو دستاش گرفته بود . . .
و می گفت: " دوستت دارم، دوستت دارم." . . .
و من می لرزیدم . . .
خدایا چی می شد . . .
چی میشد اگه همون لحظه دنیا رو نگه می داشتی؟ . . .
خدایا چی میشد . . .
چی میشد اگه این چند روز تمووم نمی شد؟ . . .
ماشین ها رد می شدن و عشق بازی دو تا دیوونه رو وسط خیابون نگاه می کردن . . .
و اون دو تا دیوونه بی خیال به کارشون ادامه می دادن . . .
داغی لباش آتیشم می زد . . .
می دونستم که نفس های منم دیوونه اش میکنه . . .
موقع خداحافظی دیگه نتونستم طاقت بیارم . . .
سریع رفتم تا ریختن اشکام رو نبینه . . .
پشت سرت بارون چشمامو ریختم . . .
شاید زودتر برگردی . . .

پ.ن: آب خوری رستوران هتل ایران رو دوست دارم . . .
پ.ن:یه لیوان شستن 3 ساعت طول می کشه . . .
پ.ن:میشه دستمال کاغذی بیارید؟ . . .
پ.ن:سینما قیام رو دوست دارم . . .
پ.ن:فیلم بی وفا رو دوست دارم . . .
پ.ن:نفهمیدن حتی موضوع فیلم رو دوست دارم . . .
پ.ن:ردیف بالای سینما رو بدون سرخر دوست دارم . . .
پ.ن:گرمای دست تو رو روی بدنم تو این سرما دوست دارم . . .
پ.ن:خیابونمون رو دوست دارم . . .
پ.ن:خرسم رو دوست دارم . . .
پ.ن:پیشی رو دوست دارم . . .
پ.ن:خره رو دوست دارم . . .
پ.ن:تو رو با همه ی دیوونه بازیات دوست دارم . . .
عشق با طعم پرتقال
بوی عطرش توی تمووم وجودم می پیچه . . .
دستاش رو حلقه میکنه دور کمرم . . .
درست همون چیزی که همیشه تصورش رو داشتم . . .
نگاهش آتیشم می زد . . .
داغ داغ شدم . . .
سرم رو آوردم بالا . . .
بهم میگه نگام نکن ته دلم خالی میشه . . .
با ناز بهش می گم یعنی چی؟ . . .
میگه دلم می لرزه . . .
دستام رو میندازم دور گردنش . . .
طعم لباش رو حس می کنم . . .

صدای نفس هام . . .
صدای نفس هاش . . .
همه با هم قاطی میشه . . .
انگار یه کاسه ی داغ پر از علاقه می ریزه رو سرم . . .
دستام از گردنش جدا میشن . . .
و روی سینه اش ثابت می مونه . . .
تمام بدنم بی حس شده . . .
لبامون از هم جدا میشه و . . .
سرم رو می ذارم رو سینه اش . . .
دلم می خواد تا ابد تو همین حالت بمونم . . .
قلبش مثل یه بچه گنجیشک که اسیره تند تند می زنه . . .
با دستاش تمووم بدنم رو حس می کنه . . .
باز نگاهمون گره می خوره . . .
و . . .
من بیشتر خودمو تو بغلش جا می کنم . . .
دلم اسیر شده . . .
من عاشق شدم! . . .
برای آرتینم :
اگر مي داني در اين جهان كسي هست
كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند
وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ،
مهم نيست كه او مال تو باشد ،
مهم اين است كه فقط باشد :
زندگي كند ، لذّت ببرد
و نفس بكشد .![]()
عاشقت شدم آی گل بهار ........................
وقتی که گفتی تو رو نمی خوام
باور ندارم که دیگه نیستی
حالا تو رفتی ، من اینجا تنهام
یه شوخی بود یا یه قصه ی تلخ
وقتی که گفتی تو رو نمی خوام
خیال می کردم می خوای بترسم
شاید هنوزم باور نکردم
چشمای گریون دستای خسته
دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشمات ،چشمای سیات
زنجیر دلت،دستامو بسته
شاید یه حسود چشممون زده
بگو کی ما رو تنهایی دیده
ولی می دونم ، تو آسمونم
قصه ی ما رو یکی شنیده
تو باور نکن هر کی بهت گفت
پیشت می مونم، پیشت می مونم
باور ندارم که دیگه نیستی
تا ته دنیا از تو می خونم
چشمای گریون دستای خسته
دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشمات ،چشمای سیات
زنجیر ذلت،دستامو بسته
پسرک! . . .
در این هیاهوی غریب . . .
دیگه ترانه ای در من نمونده . . .
که به هیات واژه در بیاد . . .
تو هم بعد از من . . .
اوراد بوسه رو تنها واسه کسایی زمزمه کن . . .
که تو تنهایی خودشون . . .
به کودکی خدا قسم می خورند . . . .
پ.ن: از هر چی پیغام گیره متنفرم! . . .
اونم از نوعی که نفهمی چی می گه . . .
اونم تو موقعی که با یه دنیا احساس زنگ می زنی . . .
و می دونی که اون طرف بغل تلفن داره صداتو می شنوه و می خواد بپیچونه . . .
پ.ن:توی دو سه روز هرچی آدم دور و برم بود رو از خودم متنفر کردم . . .
البته از جنس مذکر . . .
پ.ن:آبی رنگ عشقه . . .
حتی اگه چشمای دشمنت هم آبی باشه . . .
پ.ن:مثلاً اومدم بزنم تا آروم شم . . .
سیم دو و سه رو با هم پاره کردم . . .
آخه یکی نیست بگه بلد نیستی کوک کنی چرا دست می زنی . . .
پ.ن:دلم واسه باربد و احسان بدفرم تنگیده . . .
پ.ن:گفته بودم کامنت ها رو می بندم . . .
پ.ن:بستم . . .
پ.ن:اینم فال حافظ ما:
برخاست بوی گل ز در آشتی در آی
ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو
حالا منظورش چیه خدا می دونه . . .
با کی آشتی کنم؟ . . .
با کسی که به نیتش فال رو گرفتم؟ . . .
اون که می خواد زجر کشم کنه . . .
پ.ن:راستی احمد آقا من تو پیستم با روزبه و سلیمانی هستم . اون جا به اسم speed منو میشناسن .فکر میکنم تو هم شنیده باشی
تنهاترین واژه من ام . . .
که گاهی . . .
حتی مرگ هم اونو از یاد می بره . . .
گریه نکن پسرک! . . .
می دونم که جاده ها مسافران خسته ی خودشون رو می بلعند . . .
و صدای هق هق بی وقفه ی آسمون . . .
به زودی قلب آتیش گرفته ی منو خاموش می کنه! . . . .
باور کردم! . . .
کسی دیگه وقت دلتنگ شدن رو . . .
برای این همه فاصله نداره . . . .
زندگی ! . . .
تنها . . .
ترنم محزون من بود . . .
نه! . . .
دیگه به فکر لالایی برای تسکین شبای غصه دارم نباش . . .
فقط بیا کنار بهت این پنجره ی تب دار قسم بخور . . .
که هر شب . . .
به جای فاتحه برام . . .
دعای بوسه بفرستی . . . .
ای کاش . . .
اون قدر فقیر نبودیم . . .
تا برای پایمال شدن . . .
چیزی به جز قلب هامون رو . . .
تقدیم سرنوشت می کردیم . . . .
در این هیاهوی غریب . . .
دیگه ترانه ای در من نمانده . . . .
پسرک ! . . .
به ترنم اشکام قسمت می دم که . . .
نذاری کسی هوای بارونی چشمام رو . . .
گریه تعبیر کنه . . . .
پسرک! . . .
تقصیر خودمون بود . . .
خیلی زود بزرگ شدیم . . . .
در تمووم . . .
مدت عمرم شاید تنها گناهم این بود که . . .
از خواب گلها شعر می دزدیدم . . .
تا به نشانی تو پست کنم . . . .
باور نمی کنی . . .
ولی من این جا . . .
این قدر غریبم . . .
که دیگه حتی تو رویای پسرک هم جایی ندارم . . .
وقتی پسرک هم غریبه می شه . . . .
با توام غریبه! . . .
وقتی از کنار شبانه هامون . . .
این قدر بی اعتنا رد میشی . . .
نباید هم بفهمی . . .
که چرا گاهی من هم . . .
دست به دامن ترانه ی گریه میشم . . .
غریبه! . . .
گریه تقدیر من نبود . . .
تو زود سفر کردی! . . .![]()
فقط برای تو که بی خداحافظی ........
سلام عزیز سال های دوری . . .
با معصومیت واژه های سرگردان چه می کنی؟ . . .
رویای تازه ای برای تسکین کابوس ستاره ها داری؟ . . .
داستان نغمه های کودکی ات به کجا رسید؟ . . .
هنوز هم جایی برای من در میان خاطراتت هست یا نه؟ . . .
حال من هم بد نیست . . .
به بهبود مزمن مرگ دچار شده ام . . .
که فقط خدا می دونه . . .
رفتنی ام . . .
یا موندنی . . .
مواظب باش! . . .
این روزها گوشی تلفن رو که برداری
شاید خبر مرگ مرا هم بشنوی . . .
می گویند . . .
نگاه خیس دریا . . .
سرانجام دلتنگی آسمون رو قاب گرفت . . .
و به چارچوب دلش اش کوبید . . . .
این زمین لعنتی! . . .
از لجاجت خودش برای بلعیدن آدمی . . .
دست برنمی داره که نمی داره . . . .
راستی دیگه تو نامه هام . . .
برات هیچ ترانه ای رو زمزمه نمی کنم . . .
فقط یادت باشه . . .
گل های کوچیک پشت پرچین رو ببوسی . . .
که زاده ی گریه های بی وقفه ی . . .
من و آسمون هستند . . .
نمی دونم . . .
ولی شاید من همون مسافر غریبی بودم . . .
که سالها پیش به دست آدم های همین دیار . . .
سنگ سار شدم . . .
از این به بعد نامه هایت رو به شکل یک دعا برایم بفرست . . .
شاید کسی . . .
اون ها رو در دل خروارها سکوت . . .
برایم بازخوانی کنه . . .
از دور می بوسمت . . .
پسرک بی نشان رویاهی شبانه ام . . .
خداحافظ قشنگم!
پ.ن:دیشب ازت خداحافظی نکردم . . . ![]()
پ.ن:فراموش کنید . . .
من هیچ وقت شاعر نبودم . . . .
پ.ن:بگذارید همه باور کنند . . .
که من هم مرده ام . . . .
پ.ن:عروسکی بودم برات که تو بهم نفس ............................................... !
پ.ن:افسوس ! . . .
که ما برای بزرگ شدن . . .
عروسک های زیادی رو به خاک می سپریم. . . .
پ.ن: می ترسم باز هم به گریه محکوم بشم . . .
پ.ن: چیزی به خاک سپاری آخرین ترانه نمونده . . .
اما قول می دم . .
دل هیچ کدومتون از شنیدن این خبر . . .
به لرزه نیفته . . .
خوبیش اینه که . . .
خیلی زود به قاب شکسته ی خالی از خاطره هم میشه عادت کرد . . . .![]()
من دیوونه ام یا تو دیوونه ام کردی؟
همه چیز تمووم شد.
همه چیزهای مسخره تمووم شد
من متاهل شدم![]()

من و آرتین!
تنهای تنها در آسمون آبی
پشت فريادهايی از تنهايی پشت فرياد های آسمون آبی
و خداحافظ آسمون آبی
زير آسمونی از عشق و محبت
دوست داشتن و پرواز ٫ پرواز روی آسمون
مثل پرنده آزاد
اما ديگر تنهای تنهام
تنهای تنها زير آسمونی از دود
زير آسمونی از جنگ
زير آسمونی از نفرت از دنيا
ديگه آسمونی نيست که دستت رو بگيرم و مثل پرنده آزاد باشيم.
ديگه نميتونيم توی نهايت وجد با آهنگ های پينک فلويد آزاد بشيم
آزاد از همه چيز فقط توی دنيای مجازی
دنيايی از لعنت ٫ دنيايی از فرياد های فروخورده ٫ دنيايی از دروغ
دنيايی از دروغ ٫ آسمونی از دروغ
فقط دروغ و دروغ ما رو پرورش داده
فقط ديدن سياه پوستايی که بايد فدای سفيد پوستا بشن ما رو پرورش داده.
فقط عشق های التریکی ما رو از دنیا دور کرده.
دیگه دنیا به بازی ما آدمها در نمیاد بلکه ما اسباب بازی دروغ شديم.
ديگه گرمايی وجود نداره .
و فقط يه رويا باقی مونده
يه رويا از آسمون آبی
نمی دونم خوبه . . . نمی دونم بده . . .
حالا حکایت بلاگ ما همونه . . .
نمی دونم خوبه . . . نمی دونم بده . . .
بدی خوبی از من دیدین حلال کنید . . .
به آرزوهاتون برسید و
پایان
بدون شحر!
یه شب . . . . . . . . .
من دلم بارون می خواست و بارونی در کار نبود . . .
حالا من هی بارون می خواستم . . .
آسمون هم انگار نه انگار . . .
رو تخت دراز کشیده بودم و داشتم ستاره ها رو می شمردم که تلفن زنگ زد . . .
رو صفحه اش اسم اون بود . . .
بعد از سلام و احول پرسی گفت: می دونی این جا چه خبره؟ . . .
گفتم :نه . . .
گفت :داره بارون میاد . . .
گفتم: منم بارون می خوام . . .
گفت:می دونم . . .
راستش داشتم برات یه متنی رو تایپ می کردم که یهو برق رفت . . .
می خواستم برات میل بزنمش . . .
یهو ته دلم لرزید . . .
احساس کردم که صداش می لرزه و می خواد یه چیزی بگه . . .
یه چیزی که واسه هر دومون سخته . . .
سخت که نه وحشتناکه . . .
یه لحظه به عکسش که روی میز بود نگاه کردم . . .
نگاهش به نگاهم گره خورد . . .
گفتم: چی بود؟ . . .
گفت:فردا برو بخوون . . .
گفتم:تا فردا دق می کنم ، بگو . .
گفت: برو بخوون . . .
ناخودآگاه اشکم اومد پایین . . .
گفتم:چرا؟
گفت:چرا چی؟ . . .
احساس کردم که تو صداش خنده بود . . .
یه کم امیدوار شدم . . .
گفتم:خبرت شاده یا دیوونه کننده؟
گفت:چطور؟
گفتم:خوشحالی؟
گفت:نه! . . .
گفتم:بگو! . . .
چیزی نگفت . . .
گفتم:چت شده؟ . . .
گفت: هیچی . . .
گفتم: خدا می دونه چی می خوای برام ای میل کنی که اشکات در اومدن . . .
گفت:سرما خوردم . . .
تو دلم گفتم منم سرما خوردم اما الآن دارم از شنیدن خبر نگفته ات گریه می کنم . . .
و اگه الآن ازم بپرسی می گم آره دارم واسه تو گریه می کنم . . .
گفتم:باز دیوونه بازی در آوردی؟ رفتی زیر بارون؟ . . .
گفت:نه! . . .
گفتم:خط راستمون شده مثلث؟ . . .
گفت:چی؟
گفتم:پای کسی در میونه؟
گفت:نه به خدا پای کسی در میون نیست . . .
گفتم:آخرین باره که زنگ زدی؟ . . .
ساکت موند . . .
تو دلم گفتم لعنتی . . .
بازم بینمون سکوت بود . . .
گفتم:کاری نداری؟ . . .
بازم هیچی نگفت . . .
یه لحظه یه چیزی دیدم . . .
عکس های پاره شده ی اون و خونی که از مچ دست من روش چکه می کرد . . .

گفتم:خداحافظ . . .
رفتم بیرون . . .
مامانم گفت:دعواتون شد؟ . . . چرا گریه می کنی؟ . . .
گفتم:فعلاً ولم کن . . .
تلفن زنگ شد . . .
گفت:چرا قطع کردی؟ . . .
گفتم:خداحافظی کردیم . . .
گفت:بیخود . . . امشب می خوام پیشم باشی . . .
تو دلم گفتم مثل اون موقع ها که می گفتی دلم می خواد بغلت کنم . . .
تلفن خاموش میشه . . .
بعد از دودقیقه باز زنگ می زنه . . .
گفت:چی شد؟ . . .
گفتم:شارژ تمووم شد. . .
گفت:
گفتم:
گفت:
گفتم:
گفت:
گفتم:
گفت:
گفتم:
گفت:
گفتم:
همه ی گفتنی ها خصوصی بودن و با یه بک اسپیس پاک شدن.
گفت:از من دلگیری؟ . . .
گفتم:نه! . . .
گفت:گریه نکن . . .
دوستت دارم . . .
گفتم:امشب هردو یه چیزی فهمیدیم . . .
گفت:چی؟ . . .
گفتم:که چقدر همدیگرو دوست داریم . . .
که اصلاً همدیگرو دوست داریم یا نه؟ . . .
گفت:آره . . .
گفتم:ببین الکی الکی اشک هردومون و در آوردی . . .
گفت:من هروقت آهنگ فدای چشمات رو می شنوم یاد تو می افتم . . .
گفتم:منم این آهنگ رو گوش می کنم یاد تو می افتم . . .
آهنگ رو براش گذاشتم . . .
گفتم:آهنگش جیگیلیه . . . اما خواننده اش هم اسم تو هست . . .
گفت:جدی؟ . . .
گفتم:آره . . .
گفت:نمی خواستم بگم اما فهمیدی . . . از کجا فهمیدی؟ . . .
گفتم:یادته بهت گفتم حست می کنم؟ . . .
همیشه وقتی دو نفر همدیگرو دوست دارن همدیگرو حس می کنن . . .
گفت:آره . . . منم تو رو حس می کنم . . .
وقتی بلاگتو آپ می کنی من احساس می کنم . . .
یا هرچیز دیگه . . .
گفتم:دیدی . . .
گفت:اگه ببینمت .... . . .
گفتم:فکر می کنی . . .
هردو لپمون قرمز میشه . . .
مگه اولین بار که باهم تلفنی حرف زدیم یادت رفته؟ . . .
هردو داشتیم از خجالت آب می شدیم . . .
گفت:اما من می خوام بوست کنم . . .
گفتم:دیوونه ایی . . .
گفت:بوسم کن . . .
گفتم:امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم . . .
گفت:دوستت دارم . . .
گفتم:دیوونه . . .
گفت:دوستت دارم . . .
گفتم:منم دوستت دارم . . .
گفت:برم؟ . . .
گفتم:مواظب خودت باش . . .
گفت: تو هم مواظب خودت باش . . .
![]()
بارون نگاهت اگه تو چشام نباره
قلبم توی سینه ضربه هاشو کم میاره
بارون نگاهت واسه ی من که کویرم
آغاز دوباره است که شاید جون بگیرم
حرفی نمی مونه وقتی بارون نگاهت
پل می زنه بین من و اون چهره ی ماهت
چشماتو نبند روی این قلب گرفتار
بارون نگاهت تو نگاهم بشه تکرار
بارون نگاهت میده معنای دوباره
به شب های سیاهم که مهتاب نداره
چشماتو که با من داره از عشق حکایت
منو پروانه وار پر می ده تا اوج نهایت
Full Defaced
اول از همه روز جهانی قدس رو به تمام مسلمین جهان بخصوص کاربران محترم این وبلاگ تبریک میگم
![]()
![]()
بعدشم بگم که من سپیده نیستم
ولی نیمهّ گم شدشم ![]()
میگم چقد خوبه آدم هر جا که بخواد بتونه بنویسه
این سپیده ۲ هفته میشه که از من خواهش میکنه که وبلاگش رو بزنم و اگه تونستم يه چيزي توش بنويسم. منم گفتم: جونه غرورش رو نشکنم و اين افتخار رو بهش دادم
حالا این که چیزی نیست پسورده ايميل و ايديش رو هم در آوردم
سپيده جان يه كم بيشتر به Security بها بده
كه اين جوري ضايع نشي
امروز من به جاي سپيده جواب كامنت ها رو هم ميدم ![]()
راستي پسورد وبلاگ رو دست نزدم .
اي بابا بعضي ها چقدر دير گير شدن چشماش رو نگا گرد شده
آرتين هستم ديگه ![]()
![]()
![]()
پ.ن: امروز 2 تا از درايو هام اشتباهي فورمت شدن كل اطلاعاتم اونجا بودن + عكس ها و فيلم هاي كه از دسكتاپ گرفته بودم ![]()
پ.ن: آرتين دلم برات خيلي خيلي تنگ شده
كاش الان بودي ![]()
![]()
پ.ن: آرتين هوا را از من بگير اما خنده ات را نه!!
اين رو از ته دل ميگم آآآآ ![]()
پ.ن: اين چيزا رو سپيده ميگه كاره من نيست ![]()
یه روز که خیلی خسته بودم یه فرشته اومد سراغم . . .
گفت :من فرشته ی آرزوها هستم . . .
گفتم: ..... . . .
گفت:یه آرزو کن . . .
گفتم:آرزوهام زیاده.کدومشو بگم؟ . . .
گفت: بزرگترینشو . . .
گفتم:همشون بزرگن . . .
گفت:فکر کن . . .
فکر کردم . . .
هنوز منتظرم که یکی بیاد و بگه :
سلام . من فرشته ی آرزوها هستم . . .
هوس های پاک من
همه اون دوست داشتن ها. . .
همه اون تپیدنها . . .
همه اون عشق بازی ها . . .
همه اون منتظرموندن ها واسه کسی بوده که هیچ احساسی به تو نداشته . . .
اون وقت دنیا رو سرت خراب میشه . . .
زندگی برات مفهومی نداره. . .
تموم زندگیت میشه به اجبار نفس کشیدن و ادامه میدی . . .
تو هم میشی خالی از احساس . . . . . . . . .
اگه یه روز بفهمی که عاشق کسی بودی که معنی عشق نمیدونه. . .
اگه یه روز بفهمی که چشم به راه کسی بودی که حتی یه لحظه هم حاظر نیست منتظرت بمونه . . .
اگه یه روز بفهمی دلت واسه کسی تپیده که حتی یه ذره جا تو دلش واست نذاشته . . .
همه این دیوونه بازی ها . . .
همه اون دوست داشتن ها . . .
همه اون تپیدنها . . .
همه اون عشق بازی ها . . .
همه اون منتظرموندن ها واسه کسی بوده که هیچ احساسی به تو نداشته . . .
اون وقت دنیا رو سرت خراب میشه . . .
زندگی برات مفهومی نداره. . .
تموم زندگیت میشه به اجبار نفس کشیدن و ادامه میدی . . .
تو هم میشی خاطره . . .
دقیقاً یک سال پیش چنین روزی بود که تو بیمارستان چشمامو باز کردم . . .
دقیقاً یک سال پیش چنین روزی بود که به هوش اومدم . . .
دقیقاً یک سال از روزی می گذره که من دوباره متولد شدم . . .
امروز درست یک ساله و چهار ماهه و چند روزه که ندیدمت . . .
امروز درست یک ساله و چهار ماهه و چند روزه که . . . . . . . . .
خیلی سخته یک سال و چهارماه و چندروز خودت نباشی . . .
که یه آدم آهنی بد باشی . . .
که یه مرده ی متحرک باشی . . .
که خودت نباشی . . .
امشب قدره . . .
میگن(شاید فقط میگن!) که امشب به آرزوهات می رسی . . .
میگن(شاید فقط میگن!) که امشب خدا با بنده هاش حرف می زنه . . .
میگن(شاید فقط میگن!)که امشب خدا یه برگ برنده به همه میده . . .
میگن(شاید فقط میگن!) که امشب همه مون تو خدا حل میشیم . . .
میگن(شاید فقط میگن!) که امشب ما همه مون بخشیده می شیم . . .
میگن امشب قدره . . .
خلوت تو و خدا و یه آسمون بی دریغ . . .
پارسال شب قدر من تو بیمارستان بودم . . .
می گن من همون موقع ها به هوش اومدم . . .
می گن خودکشی گناهه . . .
اما من به خاطر پاکی رفتم . . .
و خدا به خاطر پاکی بخشید . . .
خدا یه نگاهم به من کرد . . .
من بخشیده شدم! . . .
به همین راحتی ! . . .
پ.ن: آهنگ بلاگم رو براتون می ذارم اینجا .
قشنگه. . .
پ.ن:بیاین امشب،فقط یه امشب،برای همه ی آدما دعا کنیم. . .
پ.ن:دوست بلاگ نویسی دارم که نوشته هاش خیلی شبیه منه . . .
نوشته ها هم تاثیر مستقیمی از فکر و روح آدما داره . . .
دیدن بلاگش ضرر نداره . . .
------> بدبختی ذاتی <-------
فاک ایت
از ابراز علاقه ایی که مرز نداره . . .
بهتره به هم دروغ نگیم . . .
این که از اول مشخص کنیم که فلانی من با تو هستم فقط برای یه چیز . . .
سکس . . .
مگه دروغه؟ . . .
همگی به خاطر همین موضوع عاشق میشیم . . .
بهتره از اول به هم دیگه بگیم شریک جنسی تا بگیم شریک زندگی . . .
چرا دروغ بگم؟ . . .
چرا خودمو مخفی کنم؟ . . .
اینجا وبلاگه . . . یه محیط شخصی و مجازی . . .
جایی که من و تو دیگه همون آدمای مودب و اتیکت خورده نیستیم . . .
جایی که ما یه هویت داریم . . .
هویت ناب خلسه گی . . .
هویت پوچ . . .
چرا حرفای دلمو نگم؟ . . .
به جرم این که دخترم و این حرفای یه دختر در حد من نیست؟ . . .
این جا که کسی منو نمی شناسه . . .
این جا که خودم نیستم . . .
یه من هست . . .
چرا؟ . . .
پنهون کردن خودمون تا کی؟ . . .
خسته شدم . . .
آی ایهاالناس خسته شدم . . .
می فهمید خستگی چیه؟ . . .
می دونید سیم آخر چیه؟ . . .
می دونید نفس تنگی های دیوونه کننده چیه؟ . . .
می فهمید حرف نسل من چیه؟ . . .
می دونید درد نسل من چیه؟ . . .
می دونید ما کجای این کشور کوفتی هستیم؟ . . .
می دونید ما کی هستیم؟ . . .
انرژی هسته ایی حق مسلم ما نیست . . .
آزادی حق مسلم ماست . . .
چرا نمی فهمید نسل من داره تو گرداب افسردگی غرق میشه؟ . . .
چرا نمی فهمید جوونای همسن و سال من دارن به خاطر چه چیزایی خودکشی می کنن . . .
چرا ؟ . . .
پ.ن:حوصله ی بحث کردن ندارم.
پ.ن: فکر نکن جو زده شدم و واسه مسوولان کشور نامه نوشتم .
پ.ن: به خاطر دو تا پست پایین تر که در مورد پسرک کس خل بود سه چهارتا ISP فیلترم کردن.
به خاطر همین به همشون می گم کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس ننتون!
پ.ن:دارم سعی می کنم وقتی یه گربه جلوی چشمم پرنده می گیره نترسم.
چشمامو نبندم.
و سعی نکنم که اون پرنده رو از چنگش خلاص کنم.
قانون بقا همینه.
بکش قبل از این که کشته شی.
پ.ن:از این به بعد دیگه چیزی به نام کامنت در این بلاگ فعال نمی باشد!
بعضیا تا می فهمن از کجا به کجا اومدن گریه رو شروع می کنن. . .
بعضیا زرتی مریض میشن یا با مریضی یه دنیا میان . . .
بعضیا اصلاً نمی خوان بیان و با زور و التماس میان بیرون . . .
بعضیا دهن صاف می کنن تا به دنیا میان . . . یعنی باید دو تا بزنی در کونشون تا تشریف فرما بشن . . .
بعضیا با کمال احترام دیپرت میشن و برمی گردن همون جایی که بودن . . .
بعضیا با سر میان . . . بعضیا با پا . . .
بعضیا طبیعی میان و بعضیا سزارین . . .
اما اگه خوب دقت کنی میبینی که همه زنده یا مرده بالاخره میان! . . .
موقع مردن هر کسی یه جور رفتنش از این دنیا رو نشون میده . . .
بعضیا خیلی آروم تو خواب می میرن . . .
بعضیا از بیماری می میرن . . .
بعضیا خودشون رو می کشن . . .
بعضیا همه رو می کشن تا بمیرن . . . آخرم باید بکشیشون . . .
بعضیا محترمانه می میرن . . . بعضیا با بدبختی . . .
بعضیا طبیعی می میرن . . . بعضیا غیر طبیعی . . .
اما اگه خوب دقت کنی میبینی که بالاخره میرن! . . .
اما اگه بیشتر دقت کنی می بینی که از اول یه تیکه آدم بی شکل هستیم که آخرش یه شکلی میشیم و بعد میمیریم . . .
یه غلطی کردم . . .
اون قدر کاره بدیه که جرات ندارم بهش فکر کنم . . .
خدایی تا حالا این قدر پشیمون نشده بودم . . .
چی؟ . . . بگم؟ . . . عمراً . . .
اگه بگم که این ،به قول آسمونی ، عشاق با هم متحد میشن و من رو می کشن . . .
وای . . . اصلاً بهش فکر که می کنم دیوونه میشم . . .
گویا عموجان مطالب من رو مشاهده نمودند و صد البته بسیار فیض بردند . . .
البته عموجان همراه کابینه ی سه نفریشون . . .
و گویا عموجان فرزند برادر را امر فرمودند که از این دختر حذر کن . . .
و فرزند برادر دوپا داشتندی دو پا هم یدکی داشتندی و به بهانه ی فرار سیگار کشیده اندی! . . .
خدا را هزاران مرتبه سپاس که نام نویسنده تغییر یافته وگرنه عموجان زرتی مرا شناختندی . . .
قرار شده از این به بعد من در نقش های متفاوتی ظاهر شوم . . . گلابی . . . چغندر . . . سیب زمینی . . . شلغم . . . هویج . . .
ولی کماکان از این که خودم نیستم راضی ام . . . از این که من شدم نه خودم . . .
سعی کردم خودم رو جای تو بذارم . . .
ولی نشد . . .
من کجا و تو شدن کجا؟ . . .
خودم به همون من شدن راضیه . . .
اما می تونم من باشم . . .
من هنوز نمی فهمم . . . هنوز معانی رو هضم نمی کنم . . .
روی تیغه ای هستم که دو طرفش رو هم دوست دارم و هم دوست ندارم . . .
هیچ کس من رو نمی فهمه و نمی خواهم هیچ کس من رو بفهمه . . .
همه ی آنچه باید بفهمم رو هم می دونم هم نمیدونم . . .
نمیدونم بین عقل و منطق کدوم بهتره؟. . .
نمیدونم بین عشق و احساس کدوم بهتره؟ . . .
نمی فهمم زخم بهتره یا درد . . .
یا شاید هر دو بدتر باشند . . .
چه می گم؟ "هر دو بدتر باشند" . . .
تازه میفهمم که "یالان عشق" ترانه ی احمد کایا چه حقیقتی است و چه زمانه تلخی است که یک دروغ حقیقت باشد. . .
خسته ام روحی و جسمی . . .
از همه چیز و همه کس خسته ام. . . خیلی هم خسته ام . . .
چیزی هم من را تسکین نمیده . . .
دیگه که مثل زمان مجنون نیست آویزون کعبه شی و به مرادت برسی . . .
راستی مجنون به مرادش رسید؟ . . .
آخر قصه تو از من می پرسی مجنون مرد بود یا عاشق؟ . . .
تو مثل گلابی کالی بودی که من تورو گاز نزده دور انداختم . . .
چه گاو خری بودش اون سگ بی چشم و روی ولگرد . . .
فکر نکرد که من ازش می ترسم و مثل یه گاو وحشی دویید طرفم . . .
از سگ می ترسم . . .
تا حالا تبلیغ آهنگ اسی رو دیدین؟ . . .
آلبوم می شکنم می شکنم . . .
اول یه آقایی می گه از عشق می خونه . . .
بعد یه خانومی می گه صدای گرم و دوست داشتنی و با احساس اسی . . .
بعدش اسی با احترام میگه:
خیلی بی چشم و رویی . . .
خیلی بی چشم و رویی . . .
تو زندگیم ندیدم آدم به این دو رویی . . .
پ.ن:کی قراره بارون بیاد؟ . . .
پ.ن:چرا آدما از خودشون فرار می کنن؟ . . .
پ.ن:چرا این ماه بوی ماه رمضون دو سال پیش رو نمی ده؟ . . .
پ.ن:دروغ چه رنگیه؟ . . .
پ.ن:بارون نگاهت اگه تو چشام نباره . . . قلبم توی سینه ضربه هاشو کم میاره
پ.ن:هنوزم اس ام اس و چت و متر کردن خیابون ها از بهترین سرگرمی ها هستن . . .
پ.ن: این پی نوشت خالیه! . . .
پ.ن:هنوز از رنگ سیاه بیزارم . . .
یه چیزای بی ربط:
۱.Salam
khobi ?
sepideh shar mandeh natonestam biyam to chat
akhe ta omadam biyam dc shodam internetam tamom shode bod
2 saneye faghat tonestam biyam
----------------------
khob to khobi ?
madar ?
pedar ?
sama ?
hame khoban
--------------------
samaro az ghole man ye mache khisesh kon
rasti akseto to bia2 nadidam chon filter dare accountam
movafagh bashi
bye
۲.Salam Sepideh joon
dastet dard nakone babate emaila
man, to ra love midaram
CDatam didam kheyli bahal bod
Voyyyyy
۳.Salam.
khobi sepideh jonam ?
fadat besham
movafagh bashi
Bye
he he
از این مزخرفات که بگذریم داستان امشب درباره یه پسربچه کس خله.......
پسرک کس خل
پسر بچه کسخل صبح که از خواب بیدار شد اولین فکری که تو سرش بود این بود که چرا دیشب وقتی تو گلدون شاشیده بود مامان دعواش کرده بود؟ مگه نه اینکه توی طبیعت حیوونای گنده تر از اون پای گل و گیاه ها کاری گنده تری هم میکنند ولی کسی دعواشون نمیکنه ... ولی مامان این حرفا حالیش نبود ، چه حیف .
تو همین فکرا بود فهمید یه چیز خیس و لزج تو جیبشه ، یادش اومد دیشب که داشت یه قورباغه فلک زده رو با تیغ جراحی تشریح میکرد مامان سرزده اومده بود تو اتاق و اونم قورباغه رو با تشکیلاتش چپونده بود تو جیبش ، واقعا شانس اورده بود . خلاصه قورباغه رو انداخت توی توالت و یه صلیب رو سینه ش کشید و سیفونو کشید ... آمین. داشت فکر میکرد اول اسپرماتوزوئید بوده یا آدمیزاد که مامان داد زد " بازم دیر بیدار شدی پدرسگ یا لا کاراتو کن بریم مدرسه " پسره خندید و گفت " اگه بابا سگه پس چرا زنش شدی؟ " مامان داشت یه ریز قر میزد که فکری به سر پسره رسید . فکر کرد اگه الان مثلا یه بلایی سرش بیاد مدرسه مالیدست و مامان هم که باید بره سر کارو اونم تو خونه کلی تفریح میکنه . از پله ها که پایین میومد واسه خودش جفت پا گرفت و عین ان دماغ جلوی مامان با مغز خورد زمین.ولی کمی تو محاسباتش اشتباه کرده بود. چون بعد از اینکه خورد زمین همه جا سیاه شد و یه چیزایی تو سیاهی برق برق میزدند.میخواست چشماشو وا کنه ولی فهمید با چشمهای بسته هم میتونه ببینه ، پس چشماشو بست فهمید که دیگه تو خونه نیست یه جایی بود مثل یه دشت تپه ماهور که کفش فقط چمن بود انگار همین الان تمام دشت رو با چمن زن صاف کرده بودند.همه جا سبز سبز بود ولی آسمون آبی نبود آسمون آسمون یه جورایی زرد بود ولی مهم نبود.داشت فکر میکرد اینجا کجاست که یه حلزون زرد با دو چرخه از جلوش رد شد واسه حلزون دستی تکون داد ولی اون عین خیالشم نبود همینجوری پا زد و رفت (؟؟؟؟؟) پسره یه خورده ناراحت شد و به خودش گفت" ولش کن اندازه قورباغه ارزش نداره آی نداره آی نداره نداره نداره ...."
فکر کرد باید یه طرفی بره ولی نمیدونست کدوم طرف پس حلزون کجا رفته بود؟
تو فکره قیافه متفکره حلزون بود که حس کرد یکی پشت سرشه اول کمی ترسید ولی یادش اومد داره خواب میبینه و اگه خدای نکرده دراکولا هم پشت سرش باشه هیچ گهی نمیتونه بخوره . برگشت ولی کسی نبود همین که خواست راه بیفته یه صدایی گفت "واستا بینم " یه کم جا خورد ولی بروی خودش نیوورد گفت " فرمایش ؟" هنوز صاحب صدارو ندیده بود . صدا گفت "اینجا چه غلطی میکنی؟" پسر گفت " شما؟" صدا گفت " من صاحب اینجام تو هم غیر قانونی اومدی اینجا ، اول بگو از کجا اومدی ؟ " پسرک سرشو خاروند و گفت " والا من فکر کنم اتوبوس رو عوضی سوار شدم و گم شدم " صدا گفت اتوبوس....اتوبوس؟؟؟؟ بگذریم دوم بگو تو چه جونوری هستی ؟" پسره که از کلمه جونور خوشش نیومد گفت " اول شما بگید چه جونوری هستید که من نمیبینمتون؟" صدا بعد از کمی سکوت گفت " من روزی روزگاری قورباغه بودم و زندگی خوبی داشتم و تا یه روز .........( به داستان مرگ قورباغه مراجعه شود ) ....... بعدشم نفهمیدم چی شد که اینجوری شد" پسره که تازه فهمید چی شده گفت " من کار دارم باید برم " و رفت قورباغه چند بار صداش کرد ولی پسره جوابشو نداد. پسره رفت ورفت تا رسید به یه خرچنگ و یه مارمولک که داشتن با هم حرف میزدن ، پسره هم که خسته شده بود پشت یه درخت که اولین چیز طبیعی بود که اونجا میدید تمرگید و به حرفای اونا گوش کرد
مارمولک : من که دیگه خایه نمیکشم با عرق سیگار بکنم
خرچنگ : مارمولک جان دیگه داری مزخرف میگیا جنبه نداری نخور مست میکنی چت میکنی
مارمولک : آخه من چه گناهی کردم که همیشه شکمم باید رو زمین کشیده بشه ؟
خرچنگ : من چی بگم که فقط وقتی مستم میتونم راست راه برم؟
مارمولک : دلم لک زده برای آهنگ سولجر آف فورچون راستی بلدی بخونیش؟
خرچنگ : آی هو آفن تولد یو استوریز ابوت د وی..... لیو د لایف اف ا دریفتر ویتینگ فور د دی .... ون ای تیک یور هند اند سینگ یور سانگ میبی یو وود سی کام لی ویت می اند ای شود بی استی..... بات ای فیل ام گوینگ اولدر اند د سانگ...........................
مارمولک : آفرین آفرین
خرچنگ : اختیار دارم
مارمولک : راستی من قهوه و سیگار خیلی دوست دارم
خرچنگ : مادربزرگت چطوره؟
مارمولک : صبح بخیر
خرچنگ : خدافز شما
پسره که دیگه حالت توهم گرفته بود گرفت خوابید خواب میدید مامانش بالا سرش داره زار میزنه آی پسرم وای پسرم بدبخت شدم بیچاره شدم..... پسره خواست بلند شه بگه چیزیش نیست و فقط یه سرماخوردگیه مختصره ولی فهمید اینجوریا هم نیست چون جایی که رو زمین خوابیده بود پر خون شده بود دهنش هم پر کف شده بود با خودش فکر کرد چه باحال کف و خون قاطی کردم . دیگه از زجه مورجه مامانش حوصلش سر رفت و تصمیم گرفت بیدار شه ولی نتونست . هرچی زور زد که بیدار شه نشد.بد جوری گیر کرده بود هی چشماشو میبست که بیدار شه ولی فقط همه جا تاریک میشد جالب بود که سرو صدا هم قطع میشد پس نتیجه گرفت که چشماشو ببنده . یادش نیست چند ساعت یا چند روز بود که چشماشو بسته بود که فهمید مرده و زیر یه خروار خاکه ..... یهو دلش واسه همه چی تنگ شد ، خواست دستشو تکون بده ولی فهمید سیستم عصبیش از کار افتاده و دیگه هیچ پیغامی رد و بدل نمیشه ....... به خودش گفت " its now safe to turn off you computer " و خندید و مرد.
زندگی تمام
تبجع!
نیمه شب، یه فنجون قهوه، رضا صادقی، دستمال کاغذی های خیس، خستگی یه روز بیخودی، یه حلقه که جلوی چشمته،
صادق هدایت، یه مشت کاغذ خط خطی شده، یه گیلاس پر از گل رز خشک شده، یه شمع نیمه سوخته،
یه عالمه کاغذ که سعی می کنم عکس چشمات رو بکشم، یه نگاه به آسمون، برق یه ستاره،
فروغ رو صدا می کنم تو جواب می دی.
دلم برای خودم بدجوری تنگ شده . . .
خسته ام، بریده ام، می خوام برم، تکراری ترین حرفی که شنیده می شه.
دوستت دارم احمقانه ترین حرف بین آدما.
چطوری یه روزه بی احساس شدیم؟
یه کتاب خوندم به اسم نقاش و قوهای وحشی . . .
داستان یه مرد نقاش بود که از راه نقاشی خیلی پولدار شده بود . . .
یه روز که داشت نقاشی می کشید چشمش به آسمون می افته و یه دسته از قوهای وحشی رو می بینه. . .
وسایلش رو همون جا ول می کنه و دنبال قوها راه می افته . . .
سر راهش یه کلبه میبینه که یه پیرمرد توش زندگی می کرده . . .
از پیرمرد در مورد قوها می پرسه و پیرمرد بهش می گه که خونه ی قوها اون طرف رودخونه هست. . .
مرد اصرار می کنه که منو ببر اون طرف ولی پیرمرد بهش می گه رودخونه یخ بسته و اونم حاضر نیست قایقشو به مرد بده . . .
مرد به شهر بر می گرده و دار و ندارشو می فروشه و وسایل نقایش شو بر می داره و می ره سراغ پیرمرد . . .
همه ی پولهاشو بهش می ده و قایقش رو می خره. . .
با عجله خودشو به وسط رودخونه می رسونه ،ولی یهو قایقش به یه تیکه یخ می خوره و می شکنه. . .
البته نمی ذاره ضبط صوتش و دوربین عکاسیش خیس شه . . .
خیس و یخ زده خودشو به یه جزیره می رسونه . . .
از سرما داشت جون می داد اما وقتی قوها رو می بینه آروم میشه . . .
همین جور که داشته با خودش حرف می زده احساس می کنه گرم شده . . .
قوها پرواز کردند و مرد هم پا به پای اون ها پرواز می کنه و به آسمون می رسه . . .
اسم اون مرد تی جی بوده . . .
بزرگترین نقاش و عکاس ژاپن . . .
داستان هم کاملاً واقعی و سرگذشت همین مرد بوده. . .
وقتی جنازه اشو پیدا کردن دیدن که مثل یه قو نشسته و بدنش از برف پره . . .
آهنگای جدید رو شنیدین؟ . . .
شاید تو هر آلبومی دو تا آهنگ در مورد بارون بتونید پیدا کنید. . .
مردم هم به بارون علاقمند شدن . . .
نشسته بودم و چت بازیامونو می خوندم . . .
دیدم که منم دلم واسه اون شبا تنگیده . . .
هنوز اون عکس سه نفری رو داری؟ . . .
چقدر اون شب! به این عکس خندیدیم . . .
چقدر اون شب هر دومون بزرگ بودیم . . .
الآن باید اول مهـــــــــــــــــــــــر رو تبریک بگم؟
نه انگار باید آخر شهریور رو تبریک بگم . . .
که واسه من مثل یه سال گذشت و تو نیومدی . . .
تفلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم هپی باد!
یک سال دیگه هم گذشت و من یه سال دیگه بزرگتر شدم . . .
یه سالی توش خیلی اتفاق های تلخ و شیرین گذشت . . .
تو این یه سال فهمیدم که عشق همون جور که میاد می تونه بره . . .
تو این یه سال فهمیدم همه چیز دو رو داره . . .
مثل سکه . . .مثل عشق . . . مثل گذشت و بخشش . . . مثل تو . . .
حتی مثل من . . . چیه؟ . . . مگه من آدم نیستم؟ . . .
می دونی منم بزرگ شدم . . .
اما . . .
اما نه مثل تو! . . .
مثل علف های هرز باغچه ی دلتنگیم! . . .
راستی من هنوز خورشید می خوام . . .
هنوز حس دلتنگیم نسبت به خورشید تمووم نشده . . .
می دونی هر چی به این مهـــــــــــــــــــــر نزدیک میشیم من دلتنگ تر میشم . . .
تصور کوتاهی روز دیوونه ام می کنه . . .
دلم واسه این خورشید خانووم بدفرم تنگیده! . . .
می خوام بیام در خونتون رو بزنم و بگم میشه یه ذره از خورشیدتون رو به منم بدید؟ . . .
این سه نقطه ها هم واسه خودش عالمی داره! . . .
الآن . . . دقیقاً همین الآن داریوش داره می گه:
خوشا مردن . . . خوشا از عاشقی مردن . . .
و من با خودم فکر می کنم از عاشقی مردن؟ . . . به چه بهایی؟ . . . به بهای بی قیمتی! . . .
مگه نه؟ . . .
امروز تولدمه . . .
بابا باید خوشحال باشم . . .
غم دنیا رو بیخیال . . . غصه ی فردا رو بی خیال
بزن بالا نوش جونت . . . امشب رو بابا بی خیال
کلاس ملاسو بی خیال . . . لیسانس میسانس رو بی خیال
بیا وسط قرش بده . . . ما آس و پاسیم بی خیال
باید شاد باشم . . .
خوشحالم آخه الکی بیکارم
خوشحالم که بازم بیکارم
OKتو رو هم دوست دارم!
امروز، روز منه! . . .
مال منه . . .
امروز، روز به دنیا اومدن همون علفه هرزیه که بالا گفتم . . .
پس بی خیال!
بی خیال چی ، خودت حدس بزن! . . .
قول داده بودم زود زود برمی گردم . . .
هنوز سر قولم هستما . . .
از فردا شب من با حضوری پرقدرت تر از قبل برمیگردم! . . .
می خوام یه شعر! براتون بنویسم . . .
موافقین؟ . . .
بله؟ . . .
* یکی از همین روزها
دور از چشم همه
میوه ها رو بیرون میریزم
غذاها رو بیرون میریزم
قفسه ها رو بیرون می کشم
بعد . . .
چمباتمه اون تو میشینم
در رو می بندم . . .
و پنگوئنی میشم
در قطب جنوب!
خوب بیـــــــــــــــــــــــد؟ *
دیشب نشستم و خوب گریه کردم . . .
اون قدر بغض خفه شده داشتم که حد نداشت . . .
از خفه شدن بغض های ریز و درشت منم داشتم خفه می شدم . . .
اما الآن خوبم! . . .
خوب خووووووووب! . . .
چکاوک . . . مسافر . . . بوی یاس . . . به تکرارغم نیما . . . پرسه . . .
دیدی گفتم . . . فدای سرت . . . دارم از تو می نویسم . . .
دل دیوونه (یگانه) . . . سنیوریتا . . . تو رو می خوام ، تو رو می خوام. . . آهان . . . این کمره ، یا فنره؟ . . . حالا قرش بده . . .
گفتم وسط خوندن حستو خراب نکنما . . .
اما دلم نیومد بهت نگم . . .
آره وسط گریه با این همه آهنگ ضدحال بودم که دیدم یهو رفت تو خط شیش هشت . . .
وسط گریه تعجب کرده بودم که چی شده . . .
آخه تو کمد بودم . . .
دیدم بعـــــــــــــــــــــــــــــله سما خانوم اومدن . یه دست به کمرشون زدن( درحال رقصیدن) و دارن چپ چپ منو نگاه می کنن . . .
اون یکی دستشون هم مشغول عوض کردن آهنگه . . .
حالا من می گم بابا من تو حسم . . . سما میگه: نه من می خوام برقصم . . .
اصلاً من یادم رفت تو کمد داشتم گریه می کردم . . .
چشمای من خیس و داشتیم می خندیدیم!
دیوونه شدم مگه نه؟ . . .
یه اسکناس پونصد تومنی این جاها گم شده . . .
شما ندیدینش؟ . . .
باهاش دل نخریدما . . .
فقط گمش کردم . . .
دلمو نگفتما . . .
اسکناس رو می گم . . .
راستی سلام!
خوشحالم . . .
اونم الکی پلکی! . . .
بقیه اش رو هم بخوون . . .
ادامه مطلب
يا يه همچين چيزی .
داشتم آهنگ گوش می کردم و کتاب می خوندم . . .
یهو کتاب رو پرت کردم یه گوشه و رفتم لب پنجره . . .
صدای ضبط زیاده . . .
نیمه شب هم هست . . .
به من چه که الآن همسایه ها خوابن ؟ . . .
مهم اینه که من بیدارم . . .
مهم اینه که من خوابم نمیاد . . .
مهم نیست . . .
مگه نه؟ . . .
نمی دونم دختر چهارده ساله ی همسایه تازه pc خریده یا تازه اجازه ی کانکت شدن پیدا کرده . . .
شبا ساعت سه چهار صدای چت بازیش میاد . . .
دینگ دینگ . . .
اصلاً به من چه؟ . . .
مهم نیست . . .
مگه نه؟ . . .
ساعت ۱۲:۴۲ شب بدجوری هوس افتاب کردم . . .
يه نور گرم از طرف خورشيد جون ! که يه حالی بهم بده . قبلا هم شده . ولی اين بار بدفرم داغونم . . .
حاضرم هر کاری کنم برا نور خورشيد . جديدا زياد شده که اين جوری ميشم . . .
نمی دونم چرا اينجوری ميشه . شايد ويتامين d بدنم کمه و بدن من هم زياد ميل به سازگاری نداره يا يه همچين چيزی . . .
لعنتی . . .
مهم نیست . . .
مگه نه؟ . . .
کل ماجرا چند جمله بیشتر نبود . . .
ازم پرسید کادوی تولد چی می خوای؟ . . .
گفتم :یه جنازه! . . .
گفت :جنازه؟ . . .
گفتم :نه . . . تو از خونه بیارش بیرون ، جنازه کردنش با من . . .
مهم نیست . . .
مگه نه؟ . . .
من همچنان خورشيد ميخوام . . .
پایین عکس شادمهر نوشتم FuCk YoU . . .
حالا بیا دنبال اون YoU بگردیم . . .
من که پیداش نکردم . . .
شاید تو پیداش کردی . . .
اصلاً شاید خودت باشی . . .
مهم نیست . . .
مگه نه؟ . . .
زن همسایه خیلی فضوله . . .
سرش تو پنجره ی اتاق منه . . .
شب تا صبح کشیک میده ببینه من چی کار میکنم . . .
دیشب اعصاب درست حسابی نداشتم . . .
دیدم باز وایساده داره آمار می گیره . . .
سرمو از پنجره آوردم بیرون بهش گفتم می خوای بیارمت این جا رو از نزدیک ببینی؟ . . .
گفت آره . . . اتاقت کنجکاوم میکنه . . .
گفتم بذار ده بیست تا پسرای محل رو برات رزرو کنم بعد بیا . . .
راستی واسه اون که مهم نیست . . .
مگه نه؟ . . .
من هنوز خورشيد ميخوام ها . اون حس something bad will happen هم باز بدفرم زياد شده . . .
يه جورهايی باز همه چی گهی شده. . .
ريدم به اين وضع بابا . من نمی خوام تابستون تمووم شه . . .
تازه مهم نیست . . .
مگه نه؟ . . .
می دونی کلمه ها هم مثل من و تو چند تا رو دارن . . .
مثلاً کلمه ی کرم . . .
چهار پنج جور میشه خوندش . . .
راستی اسم تو چند تا معنی داره؟ . . .
شاید واسه من دو سه تا . . .
اما . . .
اما اصلاً مهم نیست . . .
مگه نه؟ . . .
می دونی چیه ؟ . . .
تنها چیزی که هنوز برام مهمه پارک گلهاست . . .
فقط همین مهمه . . .
افتاد؟ . . .
تنها چیزی که برام مهمه حرفای زده شده ی خودم بود و نا گفته های تو . . .
تنها چیزی که برام مهمه خاطرات گهیه که دست از سرم برنمی داره . . .
تنها چیزی که برام مهمه دل مرده ی خودمه . . .
تنها چیزی که برام مهمه اینه که چرا؟ . . . چرا؟ . . . چرا؟ . . .
من مردم . . . اما بهای عشق این نبود . . . بود؟ . . .
همین!
راستی سلام . . .
پ.ن:به نوشته های شادم نگاه نکن . . . تو همین شادی هم می تونی یه دنیا تلخی پیدا کنی . . .
می تونی هر نوشته رو یه حسرت،یه آه ، یه گریه ، یه خنده تفسیر کنی . . .
سعی نکن بفهمی من چی می گم . . . فقط سعی کن نفهمی من چی می گم . . .
پ.ن: دوستی اینترنتی هم جالبه ها . . .
من و نیلوفر همدیگر رو دیدیم . . .
با هم رفتیم پارک لاله و تو جنگل پایینش چیپس و ماست موسیر خوردیم . . .
دوستی نتی و عشق نتی و شاید مرگ نتی . . .
عجب آدمای علافی هستیم . . .
پ.ن: ThiS Is ThE nEw sHiT مرلين منسون و چکاوک داريوش و مسافر و بوی یاس شادمهر سه تاشون باحالن . نه ؟ کلا خوش سليقم . کارم درسته . . .
پ.ن: باید به خودم تسلیت بگم یا به خودم؟ . . .
پ.ن:اپاندیسم درد می کنه . . . باید برم بیمارستان . . . اگه رفتم عیادتم میای؟ . . .
پ.ن: می دونی آخر این نوشته ها چی شد؟ . . .
نشستم و یه دل سیر گریه کردم . . . به حال خودم و برای دل تو!
ادامه مطلب
بدون شحر!
رفتم به اون پارکی که یه عمر! ساعت دوازده ظهر میرفتم.
دیدم هیچی عوض نشده . . .
اما . . . اما . . . من و تو چقدر عوضی شدیم . . .
واییییییییییییییییییییی
الآن من تب هزار و سیصد درجه ایی دارم
ببین لپام گلی شدن ~~~>
پسر اصلاْ باور نمی کنم . . . یعنی باور می کنم اما من کجا و این جا کجا . . .
این یک ایمیل محرمانه بود ~~~~>خانوم کوچولو اینو بخوون ببین این آرتین جونت چیکارس ![]()
![]()
بهش قول دادم دیگه غمگین ننویسم و خودمو تو شادی خفه کنم . . .
اما هنوز نتونستم خودمو از تو گرداب روزمرگی بیرون بکشم . . .
سما بالاخره فهمید می خواد در آینده چی کاره بشه. . .
سما: مامان به نظرت من زمین شور خوبی میشم . . .
فرق آرزوهای بچگیمون رو ببین
سپیده : مامان به نظرت من می تونم وقتی بزرگ شدم یه دزد دریایی بشم . . .
اون موقع دلم می خواست یه عالمه گنج پیدا کنم تا باهاش بتونم تمووم شکلات های دنیا رو بخرم . . .
روزی که فیلم تیم برتون رو دیدم،چارلی و کارخونه ی شکلات سازی، فهمیدم که حداقل یه نفر دیگه مثل من مشکل شکلاتی داره . . .
من مثل چارلی هستم . . .
سپیده و کارخونه ی شکلات سازی . . .
اما الآن فقط دلم می خواد راحت بشم . . . نه هیچ چیز دیگه . . .
- یه نفر رو می شناسم که همیشه دلش می خواست پلیس بشه . . .
فکر می کردم به آرزوش می رسه یا نه؟ . . .
آخرش نرسید . . . -![]()
دیروز دیدم که همه ی بچه ها دنبال کفش و کیف و لوازم تحریر مدرسه می گردن . . .
اون وقت یاد خودم افتادم . . .
من اینو نمی خوام . . .
مانتو باید بالای زانو باشه . . .![]()
مامان:
آخه بچه می خوای بری مدرسه نه مهمونی . . .![]()
من: من می خوام؟ . . . من می خوام یا شماها؟ . . .![]()
![]()
یه رازی می گم اما قول بده به هیشکی نگی . . .
می دونی چرا از مدرسه بدم میاد؟ . . .
گوشتو بیار جلو بهت بگم . . .
خیلی کوچیک بودم . . .
کلاس سوم دبستان . . .
از همه ی همکلاسی هام کوچیک تر بودم . . .
آخه شیش سالگی رفتم مدرسه و تابستون سال بعدش دوم رو هم خوندم . . .
یعنی من هفت سالم بود که رفتم سوم . . .
کوچولو هم بودم . . .
یه روز معلمم اسم منو با یکی دیگه اشتباه گرفت و به خاطر یه موضوعی که من حتی ازش خبر نداشتم زد تو گوشم . . .
هموون موقع فهمیدم که از مدرسه و درس و معلم بیزارم . . .
اما الآن دلم واسه مدرسه تنگ شده . . .
من و ببرید مدرسه . . .
بهش گفتم . . .
گفتم احساس می کنم عاشق شدم . . .![]()
گفت جداً؟ . . .
گفتم دوسش دارم . . .
گفت دعوتش کن بیاد خوونه . . .
گفتم باشه . . .
گفت سلام
گفتم بهم گفته هر وقت اومدی دعوتت کنم خوونمون . . .
گفت خجالت میکشم . . .
گفتم ای خدا . . .
گفت ای بابا خجالت نداره . . . اصلاً خودم دعوتش می کنم
گفتم ای خدا . . .
گفت ای خدا چی؟
نگاش کردم و با خنده گفتم : . . . . . . . ای خدا . . . . . . . شکرت!![]()
این مکالمه بین سه نفر روی داده . . .
من و اون و یه نفر . . .![]()
چرا سارا بهم گلابی؟ . . .
خودش میگه تو افغانستان به دخترای خوشگل میگن گلابی . . .![]()
آخه من چه شباهتی به گلابی دارم ؟ . . .![]()
![]()
پ.ن: این بار شاد بود؟ . . .
خدایی بی انصافی نکن بگو شاد بود و خیرش رو ببین! . . .
پ.ن:کی میگه حلقه تو دست چپ واسه ازدواجه؟ . . .![]()
من تا پای مرگم حلقه مو در نمیارم . . .![]()
خودم خریدمش و عاشقانه دوسش دارم . . .![]()
البته حلقه ی من یکی دیگه هم داشت . . .![]()
یعنی دو تا بود اما یکیش گم شد و این یکی مونده . . .![]()
پ.ن: یعنی من می تونم از این جا دل بکنم و قید سراب! خوشبختی تو اون ور آب رو هم بزنم و بیام پیشت؟ . . .![]()
.
.
.
.
.
.
.
آره می تونم . . .![]()
پ.ن: دو تا جوجو اردک گرفتم . . . خیلی نازن . . . دفعه ی دیگه عکسشو می ذارم . . .
تو حضور مبهم پنجره ها
روبه روم ديوارای آجريه
خورشيد روشن فردا مال تو
سهم من شبای خاکستريه
توی اين دلواپسی های مدام
جز ترانه های زخمی چی دارم
وقتی حتی تو برام غريبه يی
سر رو شونه های بارون ميذارم![]()
سبز باش . . .
تا آبی باشم . . .
فعلاً . . .
یا حق
سرک به دفتر خاطرات
تو مگه نگفتی ديگه منو نمی خوای پس چرا ازارم می دی
تو مگه نگفتی با عشق پاکت بازی کردم
تو مگه نگفتی من از اول هم به تو علاقه نداشتم
چرا اخه همش می يای جولم
می خوای منو بکشی بگو بدونم
ما که هر کاری تو گفتی کرديم اون موقع گفتی عاشق تو نبودم باهات بازی کردم
اما من خودم عروسک تو بودم که ازم خسته شدی
من که برات از چيزی کم نذاشتم بهترين چيزارو برات می خريدم
قشنگ ترين حرفای که بلد بودم بهت می گفتم
اون وقت تو اين جوری داری جوابمو می دی
حيف بهم که همش با تو خاطره دارم
ای کاش هيچ وقت اون جا نمی رفتيم که خاطره هامون زيبا نشه
ديگه نمی خوام به يادت باشم
ديگه دوست ندارم ببينمت
می دونی همتون مثل همين هيچ کدومتون رو دوست ندارم
از همتون بدم می ياد
نوشته شده در ساعت ۱۳:۴۵ توسط یه نفر
سه شنبه، 29 آذر، 1384
اگه بدوني دارم چي مي كشم ... اي كاش يه ذره ، فقط يه ذره از حالم خبر داشتي . اون وقت ميدونستم وضعيت با اون چيزي كه الان هست فرق مي كرد . نميدونم بهتر مي شد يا بد تر ، ولي مي دونم كه فرق مي كرد .
اون وقت مي دونستم شب هايي كه سرم رو مي كنم زير پتو و هق هق گريه مي كنم ، يه نفر ديگه هم هست كه داره برام اشك مي ريزه .
اون وقت مي دونستم روز هايي كه از خماري ... از خماري به تو فكر كردن عين مجسمه گوشه اتاقم ميشينم و به ديوار خيره مي شم ، يه نفر ديگه هم هست كه داره به من فكر مي كنه ، به من و غصه هام .
اون وقت مي دونستم شب هايي كه به بهونه قدم زدن از خونه مي زنم بيرون ، وقتي رو اون پل عابر هميشگی كه تمام گريه هام مال اونه مي شينم و پاهام رو از لاي نرده هاش آويزون مي كنم و قطره هاي اشكم مي ريزه رو ماشين هايي كه از زير پام رد مي شن ... يه نفر هست كه داره برام دعا مي خونه .
ميدوني ... به شرايطي كه من دارم تو بازي شطرنج مي گن " آچمز " . يعني بايد حركت كنم ... اما نمي تونم . حركت كردنم به قيمت از دست دادن يه مهره تموم ميشه ، يه مهره ارزشمند . حتي ممكنه بازي رو ببازم .
دلم ميخواست مي تونستم بشينم و هست و نيستم رو برات تعريف كنم . اما حيف كه نه من توان گفتنش رو دارم و نه تو دليلي براي شنيدنش .
اي كاش يه ذره ... فقط يه ذره از حالم خبر داشتي .
نوشته شده توسط هیچ کس
![]()
پ.ن: دلم می خواد یکی پشتمو بماله![]()
پ.ن: دلتنگتم نازنین ![]()
![]()
از صبح میریم سفارت تا ظهر . . . دیگه اونجا همه منو شناختن . . .
حالا خوبه اشتباه از خودشونه . . . حاظر نیستن یه اسمو عوض کنن . . .
منم که حســـــــــــــــــــــــــــــاس . . .
عجب آدم باحالی شدم من . . . ![]()
ای قربون خودم برم . . . ![]()
به سوسک خونه امون هم فحش بدم همه به خودشون می گیرن . . .![]()
من: اه . . . گمشو . . . کثیف . . .![]()
سوسک:با منی؟![]()
سما: خودت گمشو!![]()
نیلوفر: چرا جواب پی ام نمی دی! . . . پس صد در صد قهری !![]()
اصغر: کشته مردتیم !![]()
حسن آقا بقال: مزمز میخوای یا چی توز؟![]()
این چند وقته این قدر از خودم خوشم اومده که فکر می کنم دچار خودشیفتگی مزمن شدم . . .![]()
شیشه های عمری که تو دستمه . . .
منت کشی هایی که میشه . . .
خنده ی من به عشق مسخره ی بین آدما . . .
نگاه بی اعتنا به زجه های مادر دوستم . . .![]()
بی خیالی به عشق . . .
دنیای پوچ . . .
هنوز عاشقتم . . .![]()
به خدا می خوامت . . .![]()
بیا با عشقمون همه چیزو درست کنیم . . .![]()
بیا از اول شروع کنیم . . .![]()
پوزخند من به عنوان سوم شخص جمع . . .![]()
چون من معمولاً در مورد همه چیز سی چهل تا نظر دارم . . .![]()
این سریال نرگس عجب ملتو گذاشته سرکار!![]()
پسر همسایه ی ما خیلی کلاس میذاره و خرمالو رو با کارد و چنگال می خوره . . .![]()
اصلاً تلوزیون نمی بینه . . .
و به نظرش سینمای ایران دچار معضلات اجتماعی شده . . .
فقط برنامه های live میبینه اونم فقط موسیقی . . .
موهاشم بلنده . . .![]()
هرسال هم یه جاشو عمل میکنه . . . امسال هم لپش رو عمل کرده . . .![]()
حتی اونم میشینه نرگس میبینه . . .
شاید داره تجربه کسب میکنه . . .
تازه با شوکت تبادل عشق هم می کنه . . .![]()
قابل توجه اونایی که خیلی فضولن بدونن این آقا کیه . . .
ایشون احسان .. هستن . . . خواننده و نوازنده و آهنگساز . . . که همسایه ها از دستش خواب ندارن . . .
البته فقط ایشون نیست . . .
اون یکی پسر همسایمون که هفده هیجده سالشه روزی یه بار عاشق میشه و میره بالا پشت بوم گیتار میزنه . . . البته فردا شبش هم که از عشق فارغ شدن وصف بی وفایی ها رو می خونن . . .
اسمش هم مانی هست . . .
البته این دو نفربودن که منو علاقمند به ویلون کردن . . .![]()
چون گیتار با وجود هردو شون خز شد . . .![]()
نمی دونم باز چه مرگمه . . .
البته کم و بیش با این حالت آشنایی دارم . . .
عاشق پاییزم . . .![]()
بارون . . .![]()
گریه کردن زیر بارونو خیلی دوست دارم . . .![]()
تنهایی . . . خودتی و خودت . . .
سرنوشت ما همین بود که من و تو تنها بمونیم . . .![]()
من و بارون . . . تو خیابون . . . داریم از فردا می خونیم . . .![]()
عاشق زمستونم . . .![]()
برف . . . تولد سما . . . دیدن درختا . . .![]()
اما یه چیزی همشو خراب می کنه . . .![]()
این که هوا زود تاریک میشه . . .![]()
دیوونه میشم . . .
این که زودتر از ساعت هشت نه شب هوا تاریک میشه . . .
دقیقاً کل زمستونو رو زجر میکشم . . .
تو زمستون خیلی داغونم . . .
بهش میگن افسردگی زمستونی . . .![]()
یه دوستی دارم به اسم افشین . . .![]()
البته میگم دوست نه این که فکر کنید دوست پسرمه . . .
اون موقع که من با ایشون آشنا شدم هر دو می رفتیم کلاس صخره نوردی . . .
یه جورایی ارشدمون بود اما خوب سنش نزدیک خودمون بود . . .
صخره نوردی دست قوی میخواد . . .
اما سر یه اتفاق دست من مشکل پیدا کرد و دیگه نتونستم ادامه بدم . . .![]()
اما افشین ادامه داد و حالا شده مربی . . .
اگه عشق ارتفاع دارین امتحان کنید . . .
من خیلی عشق ارتفاعم . . .
هنوزم وقتی حالم گرفته میشه میرم لبه ی پشت بوم میشینم . . .
یادمه زمان مدرسه بعد از تعطیل شدن با ساناز بالای پل کردستان میشستیم . . .
و یه نفر زنگ میزد آتش نشانی . . .![]()
گفتم مدرسه . . .
کاشکی هنوز کوچیک بودم . . .![]()
اون موقع با دعوا می رفتم مدرسه . . .
خب دوسالی بود که مدرسه نمی رفتم و واسه خودم ول می گشتم . . .
فقط می رفتم امتحان می دادم . . .
یادمه هر روز تا کل خونه بیدار نمی شدن و داد نمی زدن من نمی رفتم مدرسه . . .
عادت نداشتم شبا بخوابم و بیدار شدن صبح برام سخت بود . . .
دبستان که بودم کلاسا رو دو تا یه سال می خوندم تا زودتر درسم تمووم شه . . .
سه سال راهنمایی نفهمیدم چی جوری تمووم شد . . . ( یه وقت فکر نکنین به خاطر دبیرستان البرز بوده که روبه روی مدرسمون بودا
)
دبیرستان هم فقط مهر رفتم و بعدش دیگه نرفتم تا سوم . . .
سال سوم هم کل مدرسه های منطقه رو تست کردم و آخرش رفتم جایی که هنوز حسرتشو می خورم . . .
مدرسمون داشت منحل می شد و فقط پایه ی دوم و سوم رو داشت . . .
هر کلاس چهارده نفر یا کمتر . . .
چقدر این مدرسه خوب بود . . .
به ناظم مون کامپیوتر یاد دادم به شرط این که انضباط بهم نمره بده . . .
تو مدرسه ی خودمون واحد کامپیوتر درس می دادم . . .
اجباری بود . . .
سر کلاس جبر نقاشی می کشیدم . . .
سر کلاس حسابان آهنگ گوش می کردم . . .
سر کلاس زبان با دبیرمون کل کل میکردم . . .
سر کلاس هندسه عشق می کردم . . .
سر کلاس تاریخ روی دبیرو کم میکردم . . .
سر کلاس بینش دیگه راهم ندادن . . .
چهار نفر از کلاس اخراج شدن . . .
البته نگین چه جوری بدون ژیش دانشگاهی کنکور دادم
من دو تا دیپلم دارم
با اون یکی کنکور دادم . . . یکیش ریاضی و اون یکی مال هنرستان سوره ![]()
صبح با ساناز می رفتیم پارک و بدمینتون بازی می کردیم . . .
لعنتی بهترین خاطراتم تو مدرسه با مزخرفترین دوره ی زندگیم همراه . . .
اصلاً بیا از اول شروع کنم!
شدیم مثل این گداهای سریش که می چسبن بهت ولت نمی کنن . . . !
پ.ن: نیلوفر نازنین !
من از پست قبلی که نوشتم تا الآن هنوز نت نیومدم . . . کامنتی هم برات نذاشتم . . .
اون نیلوفر رو هم من نمی شناسم . . . آشنای یکی دیگه است . . . در ضمن طبق قولی که به خودم دادم دیگه مسنجر نمیام . . .اگه هم بیام فعلاً نه . . .
واسه همین اگه کارت مهمه برام میل بزن . . .
پ.ن: مرده شوره اینترنت با سرعت صد رو ببرن که آدمو از کار و زندگی میندازه . . .
پ.ن:ای آقا . . .
ما کجاییم و شما کجا . . .
این بار واسه بار آخر میگم . . .
من نه عاشقم نه دلداده . . . نه در فراغ یارم مینویسم نه از عشقش . . .
اگه مطلب عشقی می بینید ماله من نیست . . . یعنی من می نویسم اما عشق دو تا عاشق و معشوق نیست . . .
شاید دلتنگی های منه . . . شاید خستگی های منه . . .![]()
اگه عشق می خوای عصر یه سر بزن میدون ولی عصر . . . عشق ریخته . . .![]()
حراج عشق و پاکیه . . . شک داری؟ . . . برو ببین . . .
پ.ن: یه چیزی هست که باید به یه نفر بگم . . . یعنی اعتراف کنم . . . اما تا نبینمش نمی تونم بگم . . . خیلی سنگینه . . .
به نظر میاد کی باشه؟. . .
آفرین خودتی !
از آدمایی که از مردونگی فقط هرزگی شو دارن . . .
دلم پره از این دنیا . . .
اما الآن زوده واسه مردن . . .
چند تا تصفیه حساب خفن با بعضیا دارم که باید صاف بشه . . .
صاف صاف . . .
منتظر یه جوابم . . .
همین . . .
اگه درست شد . . .
که موندنی ام . . .
وگرنه دیگه با هیچ کسی کاری ندارم . . .
نه با تو . . . نه با خودم . . . نه با اون . . .
تو این چند روز فقط نقاشی می کشم و گریه می کنم . . .
دلم گرفته . . .
دلم بدجوری گرفته . . .
داغونم . . . داغون . . .
سکانس اول:
دارم تو پیاده رو تو ولی عصر راه می رم . . .
مامانم به فاصله یه متر پشت سرمه . . .
سما می ره وسط خیابون . . .
حواسم پرت میشه . . .
صدای داد میاد . . .
مامانم یقه ی یه مرده رو گرفته و سرش داد میزنه . . .
چی شده؟ . . .
خودتون حدس بزنید . . . گفتنش برام سخته . . .
کانتینر 110. . .
و بیست تا مامور و سرباز میریزن سر یارو . . .
نتیجه اخلاقی: این بازی دو حرکت داشت . . .
یه مشت خورد تو دهنم . . .
یه لگد خورد زیر شکم مرده . . .
سکانس دوم:
با فریبا می ریم پارک . . .
مثل هر شب . . .
یه حرف چرند و عصبانیت من . . .
دوستم آرومم می کنه . . .
هنوز دو دقیقه نشده که یکی دیگه میاد . . .
اسم سریش و سنگ پا بهش میومد . . .
عصبانیت چند دقیقه پیش من و گیر دادن اون . . .
کلانتری پارک داره اونجا میگرده . . .
یوسفی ، پسرای پارک بهش میگن صدام . . .
پسره رو هلش میدم تو بغل ماموره . . .
دو تا سیلی آبدار می خوره . . .
دهنش بو میده . . .
یوسفی ، پسره رو میبره . . .
کجا؟ . . . خدا میدونه . . .
نتیجه اخلاقی:موقع دختر بازی مشروب نخور.
سکانس سوم:
داریم تو پیاده رو میریم . . .
هوا گرمه . . .
سارا خواهش زودتر تموومش کن . . .
میایم بریم اون ور خیابون . . .
دو تا ماشین با هم واسه سوار کردن ما مسابقه میدن . . .
به نظر نمی رسید خبر داشته باشن که با اون سرعت تصادف می کنن . . .
نتیجه اخلاقی: واسه کسی که به کسی محل نمی ذاره بوق نزنید
پ.ن:اگه تو الآن کنارم بودی من این قدر دلهره نداشتم . . .
اگه پیشم بودی من واسه هر مشکلی یقه ی مامورای خیابون رو نمی گرفتم.
باور کن بهانه گیر نشدم . . .
من فقط خسته شدم . . .
فکر نکنم بفهمی خستگی چیه . . .
پ.ن: روز پدر مبارک!
محمد خوبم ، حامد گلم ،کامران جونم(جونم = عشقم) ،آقا محمد بداخلاق، اشکان مهربونم ، ارسلان تازه داماد ،آقای علی رضا فرهمند ، آقا حمید گل ، و همه ی کسایی که واسه عشقشون می نویسن روزتون مبارک !
پ.ن: کامران گلم ، اشکان خوبم، شیما جونم
نگید من بی معرفتم . . .
تولد هر سه تاتون یادم بود . . .
واسه سه تا تون هم پیغام دادم . . .
با این حال تولدتون مبارک . . .
پ.ن: واسه دو نفر هم باید بریم پیشواز
آرتیــــــــــــــــــــــــــــــــــن گلم و محمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــد نازنینم . . .
تولدتون مبارک . . .
----------------- یادت نره هر وقت خودتو پیدا کردی بهم خبر بده ----------------------
--------------------------دعا کن تا اون وقت من خودمو گم نکنم ---------------------------------
چند روز بیشتر به پیدا کردنت نمونده . . . خودت گفتی . . .
این بار آخرش میگم یا علی !
بعد رفتم و گذاشتمش توی کابینت آشپزخونه که پر از شیشه ی مربا و قوطی خالی و پر هست . . . چندین روز بدون دلم سر کردم و دم هم بر نیاوردم .

چند روز گذشت . . .
صدای نمکی محله مان میاد انگار . . .
آیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی . . . نون خشکیه ، نمکیه ، دمپایی پاره ، لوازم کهنه میخریم . . . آی . . .
با عجله رفتم و دلم رو از کابینت بیرون آوردم و داخل یه کیسه - سیاه ؟ - گذاشتمش و دویدم توی کوچه . دوان دوان به سمت نمکی رفتم :
- سلام . . . یه چیزی برای فروش دارم .
- چیه؟ . . . نون خشکه؟ . . .
- نه ! یه چیز دیگه اس. ببین به دردتون میخوره؟ . . .
نمکی با بدبینی دلم رو تو دستش سبک سنگین کرد و بعد با بی میلی گفت:این جور چیزا راست کار ما نیست . . .حیفه پولمون رو الکی برای این چیزا بدیم . . . حتی گاو هم نمی خورتش . . .
از ترس این که بخواد دلم رو بذاره روی دستم و نخرتش فوری گفتم : حالا شما بخرش. درباره ی قیمتش هم یه طوری به توافق میرسیم که شما ناراضی نباشی . . .
نمکی با بی رغبتی طوری نگام کرد که انگار میخوام سرش کلاه بذارم . . . بعد گفت:
- باشه . . . ولی واقعاً چندان سودی برای کاسبی ما نداره ها . . .
با خوشحالی گفتم: . . . اِ . . . خب . . . حالا چقدر خریدارید؟ . . .
نمکی دوباره دلم رو تو دستش گرفت و پشت و روش رو برانداز کرد و گفت:
-جنسش که درجه یک نیست . . .تازه کلی ترک و شکستگی داره . . . اون هم از چند جا . . . انگار زیاد مواظبش نبودی . . . اما خب سر راست 500 تومن . اونم چون شمایید . . .
اصلاً دلم نمیخواست که با دلم برگردم . . .به همین خاطر سریع قبول کردم و اسکناس کهنه ی 500 تومنی رو گرفتم و دلم رو بهش سپردم . . . همین که به خونه رسیدم به اسکناس نگاه کردم و فکر کردم که باهاش چی کار کنم . . .
اول به نظرم رسید که برم سینما و روی همون صندلی همیشگی بشینم که با هم روش می نشستیم و با یاد خاطراتمون دلخوش باشم . . .؟؟؟؟؟؟
ولی مگه قرار نبود من از دست تو و اون دلم راحت شم؟ . . .
شاید برم به همون پارک قدیمی خودمون و به یاد اون روزها چیپس و ماست بخورم . . . یا شاید آبنبات پستونکی . . . اَه . . . چرا ولم نمی کنی؟ . . . چرا حالا که دلم رو فروختم ، و از دست بهونه گیریش راحت شدم ، دست از سرم بر نمیداری؟ . . .
اصلاً بهتره که هیچ کاری نکنم و اسکناس رو هم بذارم یه گوشه واسه روز مبادا . . .
شاید یه روز بتونم دل یه نفر دیگه رو به جای دل خودم به همین قیمت بخرم . . .
حتی اگه از خودم شکسته تر و درب و داغون تر باشه . . .

** راستی اگه تو جای نمکی بودی دلم رو چند می خریدی؟ **
پ.ن :یه نفر به من گفته برای اثبات علاقه ام باید تو بلاگم اسمشو بیارم . . .![]()
آرتیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
حالا خیالت راحت شد؟
آقا جون من آرتین رو دوست دارم . . . ![]()
خوبه؟ . . .![]()
پ.ن: کی گفته من سر عشق و علاقه به کسی با بابام دعوام شده؟ . . .
من اگه بخوام کاری کنم می کنم . . .
کسی هم نمی تونه مخالفت کنه . . .
حتی تو دوست گرامی !![]()
همون دخترک مغرور و لوس و تلخ . . .
من به خاطر از دست دادن کسی خودزنی نکردم . . .
من به خاطر حضورش این کارو کردم . . .
می خوام بگم بی وفای زندگی من کیه . . .
می خوام بگم اوج نفرت من کیه . . .
با این که خیلی ها می شناسنش . . .
معرفی می کنم . . .
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــابـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای خوبم![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دلم برات تنگ شده پسر کوچولو . . .
دلم برای غیرت بازیات تنگ شده . . .
دلم برای قهرات تنگ شده . . .
واسه لوس بازیات . . .
دلم واسه خودت تنگ شده . . .
اما ببخش . . .
فعلاْ نمی تونم بیام . . .
ای پسر زشت و لوس و بی مزه . . .
دلم واسه بابایی باربدم تنگ شده . . .
جلوی تلوزیون دراز کشیده بود و فکر میکرد . . .
به صحنه ی آخر . . .
به سکانس آخر . . .
که ایمان داشت می تونه بهتر تموومش کنه . . .
به کات کارگردان . . .
تو دنیای خودش بود . . .
به قصه ی خودش فکر میکرد . . .
به سکانس آخر . . .
به صحنه ی آخر . . .
به صحنه ی آخر دنیای خودش . . .
به کات بازیگردانش . . .
------------------------------------------------------------------
سکانسی که با یه اسپیس پاک شدن . . .
-----------------------------------------------------
توی همهمه و بازار تهمت و دعوا کسی نفهمید . . .
کسی نفهمید که دخترک با لیوان شکسته خودزنی کرده . . .
توی اوج نفرت . . .
قرمزی عشق با قرمزی خون دخترک معامله شد . . .
و کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــات . . .
آیینه های دل تو، یکی یکی شکسته شد
پنجره های قلب تو، به روی نور بسته شد
باور تلخ مرگ من، توی سیاهی های شب
از اون همه خاطره ها، مرثیه ایی مونده رو لب
دلت می خواد تا بدونی، اون که دوسش داشتی کجاست؟
اون بالا توی آسمونا، بهشت زیبای خدا
گریه نکن برای من، رسم زمونه همینه
من هنوزم پیشتم، نگاه تو نمی بینه
غصه نخور عزیز من، پنجره ها رو وا بکن
بازم مثل گذشته ها به آسمون نگاه بکن
راستی سلام!
همين الان،
همين الان كه دارم اين مطلب رو مي نويسم . بيشتر از سي ساعته كه نخوابيدم و گذشته از
اون رنگ آرامش رو هم به چشم نديدم.
حالا ديگر خيس خيس شده ام ...
طلبت مي كنم
نيستي ...!
فريادت مي زنم ... فايده اي ندارد ... دورتر مي شوي.
آن روز زياد خنديديم ... يادت هست ؟
تو مي خنديدي ... اما من مي دانستم .
مي دانستم كه خورشيد با همه خورشيدي اش غروب مي كند و ...
بي ريا خاتون ! روز اول تاب آن نگاه هاي سنگينت را نداشتم ... لا جرم رو گردان مي شدم
فايده نداشت ... نفوذ كرده بودي ... ديگر تمام شده بود ... كاري از دست عقلم بر نمي آمد
عقل ناكام و دل سرشار از حس پادشاهي .
بي ريا خاتون ! تو تاج دلدادگي بر سرم نهادي و رفتي ... چرا ؟
زنداني ام كردي نامرد ... چه زنداني خوبي بودم من ...
حتي براي لحظه اي فكر فرار به سرم نزد ... سري هم البته نمانده بود.
دوباره ياد آن روز افتاده ام ... مي خواندم ... هم آوازم شده بودي ...
از روي عمد تپق مي زدم ... خنده ات مي گرفت ... من هم.
احساس مي كنم كه بر خاك نشسته ام .
تو مي داني چه مي گويم ... آن باغ ديگر نيست ... چله نشين شده
حالا نم نمك دارم گل مي شوم.
خيس خيس ... خاك خاك...
همين جا مي نشينم ، تكان نمي خورم.
همين جا ... زير همين باران خدا
بگذار هي مدام به صورتم آب بخورد و به دلم خنجر.
خنجر مال خود من است ... مستحق چنين مرگي هستم .
خود زني كردم خاتون .
تمام.
راستي سلام ...
با یه دنیا عشق و پولک . . . می خوام بهت بگم تولدت مبارک
روز اول اومدم از جشن قهرمانی تیم محبوبم بنویسم و بردشو تبریک بگم . . .
اما اصلاً حوصله نداشتم . . .
حالا یه متنی رو می خوام تقدیک کنم به قشنگترین عشق آسمونیم . . .
فقط برای تو! ![]()
تولدت مبارک . . .![]()
ای کسی که هم درد رو به من آموختی و هم درمون رو . . .![]()
تولدت مبارک . . .![]()
که از عشقت وسیله ایی بدست آوردم برای رسیدن به یک هدف بزرگ . . .![]()
تولد مبارک . . .![]()
که به همه ی هدف های بزرگ زندگیت برسی . . .![]()
تولدت مبارک . . . ![]()
با آرزوی سلامتی برای دل پاکت، که الآن ، این گونه بودنم رو مدیون تو هستم . . .![]()
تولدت مبارک . . .![]()
که بزرگترین هستی و آزمایش زندگی من از طرف خدا بودی . . .![]()
تولدت مبارک . . .![]()
قشنگترین مامان دنیا . . .![]()
تولد مبارک ! . . .![]()
DiVisi0N
من واسه جدایی حاضرم . . .حاضرم
که من تنهام . . . تو بی دردی
چرا خون به دلم کردی
یه زندگی فدای تو شد
فدای لحظه های تو شد
بذار برم فراموش کنم عزیزم
دل من دیگه تو رو لایق عشق نمی دونه
دل من خسته شده نمی کشه نمی تونه
تو یه خوابی تموومش کن
بذار وا چشای من
از این راه پر از شعله
دیگه بریده پای من
پس بده عشقم و تا برم . . . تا برم
من واسه جدایی حاضرم . . .حاضرم
که من تنهام . . . تو بی دردی
چرا خون به دلم کردی
یه زندگی فدای تو شد
فدای لحظه های تو شد
بذار برم فراموش کنم عزیزم
می خوام برمش اید بتونم تو خاطرت زنده بمونم
تا ترک آغوشت کنم عزیزم
دل من دیگه تو رو لایق عشق نمی دونه
دل من خسته شده نمی کشه نمی تونه
تو یه خوابی تموومش کن
بذار وا چشای من
از این راه پر از شعله
دیگه بریده پای من
Can you feel my heart?
- آخر به خاطر این کارات سرتو به باد میدی . . .
- چی کار کنم؟ . . . نامردیه . . . کشور ثروتمندیه . . . ثروت نا مساوی تقسیم شده . . .
- این حرفا ماله کمونیست هاست . . .
- من چی کار دارم ماله کدوم حزب و ایستیه؟ . . . من میگم تقسیم ثروت ناعادلانه هست . . .
- بذار حرف آخرو بهت بگم اگه سر این سایتی که باز زدی سر از هر جا در بیاری من کاری نمی کنم برات . . .
- من نمی تونم ببینم یه پسر بچه ی سه چهار ساله گوشه ی خیابون فال می فروشه . . . بادکنک . . .
آخرش بره کله اون پولی رو که با هزار بدبختی و التماس درآورده بده به بابای معتادش . . .
یا صاحب کارش که بهش مزد بده . . . مامان نمی تونم ببینم . . .
مامان نمی تونم ببینم وقتی با سما میرم بیرون اینا به این نگاه بکنن و حسرت بخورن . . .
کاری هم نمی تونم انجام بدم . . . مگه من چیکاره هستم تو این مملکت؟ . . .
کشور ثروتمندی که داره پولشو میریزه تو جیب یه مشت عرب کثیف . . .
کشوری که بچه هاش از ترس گدا میشن و جووناش یا خودکشی میکنن یا معتاد میشن . . .
کشوری که دختراش فقط به خاطر آزادی از خونه فرار میکنن و می فروشنشون به عربا . . .
کشوری که به جای این که واه جووناش آزادی و امنیت بیاره دختراشو به خاطر یه سانت پاچه ی شلوار شلاق میزنه . . .
و پسراشو به خاطر پوشیدن یه لباس آستین کوتاه از کار بی کار میکنه . . . ( این دوتا آخری رو با چشای خودم دیدم) . . .
کشوری که به خاطر این فلسطین لعنتی و عراق کوفتی داره خاکشو می فروشه . . .
آره دلم واسه بچه های مملکت خودم میسوزه . . . چون از خون خودم هستن . . .
اما از این فلسطینی های لعنتی متنفرم . . . تو بچگی درس لعنتی شون جریمه ی شبامون بود و تو این روزا حق من و امثال من تو جیب اینا . . .
ازشون متنفرم چون تو با این همه پولی که از ما میگیرن بازم تو همه جا میگن ما داریم تو کشورشون دخالت میکنیم و همه جا کشورمون رو ضایع میکنن . . .
ازشون متنفرم چون خودشون زمیناشونو . . . کشورشون رو فروختن . . . حالا چی میگن؟ . . .
از این کشور متنفرم . . .
اینجا نه سرزمین منه . . . نه خاک منه . . . نه هویته منه . . . نه کشور آبا و اجدادیه منه . . .
من تو این سرزمین ، تو این کشور نه عشقی دارم . . . نه هویتی . . . نه ریشه ایی . . .
جز یه نفرت هیچی به این کشور ندارم . . .
مامانم تو سکوت نگاهم کرد . . . حرفم که تمووم شد رفت . . .
دیفوونه حالا فهمیدی؟ . . .
آقا حمید فهمیدی؟ . . .
دیگه ازم نپرسید چرا این جوریم . . .
من از ایران متنفرم . . .
همیشه دلم میخواست دیوونه ی یکی بشم . . .
می خواستم مجنون بشم . . .
می خواستم لیلی بشم . . .
اما بهم نرسیم . . .
دلم میخواست آخرش قصه ی لیلی و مجنون تکرار شه . . .
یکیمون بمیره و اون یکی از غم دوریش آواز مرگو بخونه . . .
چشمامو رو هم میذارم . . .
تو برو خوش باش که خوابم . . .
من نباید با تو باشم . . .
تو یه رودی ، من سرابم . . .
شاید این جوری قشنگه . . .
فصل عاشقی همینه . . .
یکیمون رو اوج ابرا . . .
یکیمون قعر زمینه . . .
روی صفحه های تقویم . . .
روز نابی واسه من نیست . . .
دیگه بعد از تو عزیزم . . .
خودکشی که قدغن نیست . . .
یه تفنگ و دوسه گوله . . .
مرگ من یه راه چاره . . .
ماشه رو بکش قلندر . . .
منو زنده کن دوباره . . .
زندگی چی یاد من داد؟ . . .
جز دو رویی و خیانت؟ . . .
مشق هرروزم همین بود . . .
کم نذاری تو رفاقت . . .
چشمامو رو هم میذارم . . .
کاشکی این دفعه بمیرم . . .
تا شاید رو اوج ابرا . . .
دستای تو رو بگیرم . . .
یه چیزی خیلی برام عجیبه . . .
زندگی به این باحالی . . .
اونم با موقعیتی که من دارم . . .
چرا برام قشنگ نیست؟ . . .
چرا باهاش حال نمیکنم . . .
چرا به جای آدما بارونو دوست دارم . . .
چرا به جای عشق مرگو آرزو میکنم؟ . . .
چرا به جای خیلی چیزا یه چیز دیگه میخوام؟ . . .
چرا می خوام یا خودم باشم یا . . .
یا اصلاً نباشم . . .
چرا به جای اینکه زمینو نگاه کنم تو آسمونم؟ . . .
یاد یه دیالوگ تو فیلم آبی می افتم . . .
ای کاش به دنیا نمی آمدم . . .
ای کاش عاشق نمیشدم . . .
ای کاش . . .
من فقط یه ای کاش دارم . . .
نمی خوام بموونم برام دنیا سیاهه . . .
حضورم غریبه ، غرورم بی پناهه . . .
شب عشق ، شب درد، شب تنهایی من . . .
شب بغض ، شب کوچ ، شب سرد . . .
یاد دیالوگای زندگی خودم میفتم . . .
- دروغ . . . خیانت . . . سیگار . . .حشیش . . .
عشق . . . دروغ . . .ناباوری . . . خداحافظی
ترس . . . ناامیدی . . . دروغ . . . خسته . . .
عشق . . . تو . . . پارک گلها . . . دروغ . . . مرگ . . .
کما . . . شیشه . . . خماری . . . خسته . . . دروغ . . .
نت . . .چت . . . اسکیت . . . شنا . . . دروغ . . .شب بیداری . . .
عشق . . . باربد . . . تلفن . . . دروغ . . . نفرت . . .
و . . .
خدانگهدار . . .
ای کاش تو اوج عاشقی . . .
برم کنار دریا . . .
یه قایق داشته باشم . . .
ولش کنم تو آب . . .
و یه موج بلند بیاد اون قایق رو غرق کنه . . .
و . . . . . . . . . . . .
من تو اون قایق خوابیده باشم . . .
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ
و
غـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرق
تمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم شد . . .
سفر نکن خورشیدکم . . .
می دونم بهتره یه کم در مورده کارام فکر کنم حتی در مورد نوشتنم . . . شاید دارم اشتباه می کنم. . .
اشتباه می نویسم . . . اشتباه می بینم. . . اشتباه می شنوم. . . اصلاً شاید دارم اشتباه میرم. . . نمی دونم. . .!!!
خیلی گیجم. . .خیلی . . . شاید بهتره بگم نمی فهمم دارم چی کار میکنم. . . اصلاً زندگی نمی کنم . . . فقط نفس میکشم. . .
می دونم که از زندگی فقط نفس کشیدن رو بلدم . . .
کاشکی می مردم . . .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هیچ هدفی ندارم . . .همش سر در گمم . . . همش دارم دور خودم گیج می خورم . . .
هی غرغر . . . هی نق نق . . .نمی دونم . . .!!
شاید واقعاً باید صبر کرد . . . صبر!
نه تحملی . . .!!
نه صبری. . .!!
نه قراری. . . !!
آره . . . نه تحملی دارم . . .نه صبری . . . نه حوصله ایی . . ..نه قراری . . .
حتی گریه هم نمی کنم. . . میگن اگه اشک بریزی سبک میشی . . . اما . . .
گریه نمی کنم نرو . . .
آه نمی کشم بشین . . .
حرف نمی زنم بمون . . .
بغض نمی کنم ببین . . .
نذار که عشق من و تو این جا به آخر برسه . . .
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه . . .
شبیه آدمای دیوونه شدم . . . می رم یه گوشه کز می کنم . . . بعد خیره میشم به یه نقطه . . .
اگر چه من به چشم تو کمم، قدیمی ام گمم . . .
آتش فشان عشقم و دریای پر تلاطمم . . .
آخ اگه بودی . . . سرمو میذاشتم تو بغلت . . . مثل گربه ها خودمو برات لوس میکردم . . . بعد که از بوی عطرت دیوونه میشدم میزدم زیر گریه . . .
گریه . . . گریه . . .گریه . . . گریه . . .گریه . . . گریه . . .
این قدر گریه میکردم که اون پیرهن سفیدت خیس بشه . . . تو هم مثل باباهای مهربون دست میکشیدی رو موهام . . .
بعد من می خوابیدم . . مطمينم که خوابای خوب میدیدم به جای کابوس هر دقیقه ام . . .
شایدم نه تو نازم میکردی و نه من آروم میشدم . . .
همدرد و یار من نیست . . .
کسی که یار من نیست . . .
در انتظار من نیست . . .
خدایا . . .
یه سوال . . .
من قراره کی نمووم شم؟ . . .
نمی خوای تمووم کنی؟. . .
این بازی چه نفعی واسه من و تو داره؟ . . .
خدا جون . . .
خدا . . .
خدا . . .
به هنگامی که دنیا فکر ما نیست . . .
برای مرگ هم در خانه جا نیست . . .
اگر که خاموش بشینم روا نیست . . .
که از دریا بریدن کار ما نیست . . .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بیا بارون که دلم هواتو کرده . . .
بیا بارون که دل من پر درده . . .
تو رو اون خدا واسه قلبم آورده . . .
وسط گرما ببین هوا چه سرده . . .
می خوام قده ابرای تو من ببارم . . .
می دونی توی دنیا دیگه طافت ندارم . . .
کاشکی میشد صدام میکرد قده یه دنیا . . .
اون ندونست عاشقم، اون بی سر و پا . . .
دلم و شکست و رفت با یار دیگه . . .
می دونم عاشق نبود اون دل تنهاش . . .
غربت اشکای من و داغی گونه هام . . .
من تنهام . . .
تنها . . .
. . . . . . . . . . . .
ای ستاره ی شبای مشرقی . . .
خیلی با خودم کلنجار رفتم که این متن رو بنویسم یا نه؟ . . . دو سه بار آپ کردم و پاکش کردم . . . حتی با دیفونه هم مشورت کردم که بگم یا نه؟ . . . اما با خوندن پست لیلا تصمیم رو گرفتم . . .
می نویسم نه به خاطر این که بگم مهمی. . . نه . . . چون اصلاً تو زندگیم حسابت نمی کنم. . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
از آدما بدم میاد. . . از بعضی هاشون بیزارم . . . آدم هایی که نمی دونن اصلاً چه غلطی می خوان بکنن . . .
اما از بعضی ها شدیداً نفرت دارم . . .حضورشون عصبی ام می کنه. . . دلم می خواد نباشن . . . از آدمایی مثل تو . . . مثل تو پوچ و خالی . . .
از آدمایی(مثل تو) که پاک ترین احساسات یه نفر رو زیر پا می ذاره و بعد کاملاً لگدش میکنه . . .
آدمی مثل تو که با دنیای خیالیشون زندگی می کنن . . . آدمایی که آخر ادعا هستن اما در واقع هیچی نیستن . . .
هیچ وقت با خودت فکر کردی چرا اون شب بهت گفتم تمووم؟ . . . چون بهم دروغ گفته بودی؟ . . . آدم مدعی . . .![]()
چون اون شب فهمیدم که تو راست نیستی . . . کاملاً دروغی . . .
اگه یادت نمیاد برات بگم . . .
پارت اول:
اولین بارش تو بوستان گفتگو بود. . .
به من گفته بودی همه میدونن . . . اما وقتی ماموره ازت پرسید که خانواده ات از ماجرامون خبر دارن سرت رو انداختی پایین و گفتی . . .نه! . . .
منم خجالت می کشیدم . . . اما نه از این که کسی بفهمه . . . از این که صبح بهم گفتن که میگیرنمون . . . بابام بهم گفت که امروز باهات پارک نیام . . .
یادته . . .فرداش بهت زنگ زدم . . . نمی گم که بیشتر از این آبروت نره . . . خودت تا آخرش فهمیدی. . .
پارت دوم:
پارت دومت این بود که به همه گفته بودی من شبا زنگ می زنم خونتون مزاحم تلفنی میشم . . .
و حرفایی که خواهرت به مامانم زد که همه اش صفت و کارای خودش بود و به دخترای ایرونی نسبت داد. . . دخترای ایرونی همه جنده ان . . . همه شون هرزه ان . . .همه شون فلانن . . . دنبال یه نفر میگردن که وبالش بشن . . .
آخه خواهر شما خارجی بود . . . آخه ایشون آپ تو دیت بود . . . ورژن جدید بودن . . . اما ما دخترای ایرانی همه مون کثافتیم . . .
نزن زیرش . . . که این حرفا از طرف اون نبوده . . . خودت که میدونی هر کسی هر چقدر زرنگ باشه . . . مامانه من کرکشو داره . . .
مولتی کار میکنه . . . موقعی که خواهر گرامیتون بالای منبر بودن دکمه ی رکورد تلفن هم بیکار نبوده . . . همه میدونن که من حرف بی مدرک برام بی اهمیته . . . حالا از طرف هر کی میخواد باشه . . .
البته از حرف مامانم هم خیلی حال کردم . . . خواهر شما فرمودن که من (که دختر خرابی هم هستم) می خوام خودمو به تو (که پسر پاک و ساده و زودباوری هم هستی) قالب کنم . . .
مامانه بنده هم فرمودن . . . حتماً لیاقت خانواده ی شما در همین حده . . . که دختر خرابی مثل من عروسشون شه . . . و این که لیاقت آدم لجن و آشغالی مثل پسر شما حتماً در حد دختر هرزه ی منه. . .
می دونی من میگم آدم بی احساسیم . . . اینو همه تایید کردن . . .
من میگم اینم . . . اونم. . . واقعاً هستم . . . اما تو چی؟. . . من جای تو بودم به جای این که فکر کنم که میون این آدم ها چی کار میکنم؟ . . . خودمو از همون بالا مینداختم پایین . . .
البته خدارو شکر که جای تو نیستم . . .
حالا اومدی یه بلاگ زدی با اسمی که درسته بهت می خوره اما تقلیده . . . تقلیدی ناشیانه از پسر بارون . . . آخه تو کجا و پسر بارون کجا؟ . . .
خدایی اگه یه ذره معرفت اونو داشته باشی. . . یا حداقل انسانیتشو . . .
تو بلاگت می خوای ادای کیو در بیاری؟ منو ؟ که به خاطر حماقتم اون کارو کردم . . .
تو چی فکر کردی؟ . . . که من به خاطر تو خودکشی کردم؟. . . نه شازده . . . نمیگم ماجرای اون شب توش دخیل نبوده . . . اما اگه خبر داشتی من قبل از آشنایی با شما یه بار دیگه این عمل رو تکرار کرده بودم . . .
مهم نفس کاره . . . که نفس من از این کار تو نبودی. . . من کلاً خسته بودم . . . موش و گربه بازی با زندگی برام عادی شده بود . . .
من تو بلاگم می گم با امید قهرمانی ایتالیا . . . تو هم میگی. . . که چی؟. . . ادا در میاری . . . یا قصد دیگه ایی داری؟. . .
روزی که من اینو گفتم کیما هم عین همین حرفو زد . . . با این که از دستش ناراحت بودم . . . اما صد در صد می دونستم از ته دل میگه و آرزوی قلبی خودشو بهم گفته . . .
البته تو حتی قابل مقایسه با کیما هم نیستی . . .
همه ی اینا به کنار . . . هدفت از این بلاگ چیه؟ . . . تمسخر؟ . . . اذیت؟ . . . یا هر کوفت دیگه ایی؟. . . زیاد هم برام مهم نیست . . .
فقط نوشتم که بهت بگم سعی کن تو پرشین نقش اکو نداشته باشی . . . و حرفای کسی مثل منو تکرار نکی . . .
حالا از همه ی اینا گذشته . . .
یادته بهت می گفتم ستاره ؟ . . . خیلی بدبختی که نفهمیدی دل من ستاره بارونه . . . بازم آخر قصه تو باختی . . .
_______________________________________________________________________
دلم برات میسوزه . . .
از آدما بدم میاد. . . از بعضی هاشون بیزارم . . . آدم هایی که نمی دونن اصلاً چه غلطی می خوان بکنن . . .
اما از بعضی ها شدیداً نفرت دارم . . .حضورشون عصبی ام می کنه. . . دلم می خواد نباشن . . . از آدمایی مثل تو . . . مثل تو پوچ و خالی . . . از آدمایی مثل تو! . . . دورنگ و کثیف . . .
آدمایی که تو بلاگشون از بی وفایی یارشون مینویسن . . . (یار خیالی) . . . و خودشون جای اون جواب میدن . . .
مثال:
زنگ زدی بهم . . . اسمو اشتباهی گفتی . . . چرا . . . مگه نرفتی؟ . . .
و یار خیالی هم جواب میده:
آره. . . من اشتباهی شمارتو گرفتم و با یکی دیگه کار داشتم و شماره ی تو پایین شماره ی اون بوده و من قصدم اذیت کردنت نبود. . . من با مرتضوی کار داشتم . . .
حالا سوتی باحالتو بگم. . .
موبایل که چرتی پرتی شماره save نمی کنه . . . به ترتیب حروف الفبا کار میکنه . . . مرتضوی اولش م هست . . . اول اسم تو ع و فامیلت هم ف . . . در نتیجه اسم تو بالای اون میاد . . .
حتی اگه به انگلیسی باشه . . . بازم تو میای بالا . . . از ع و ف تا م که که کلی حرف دیگه هست و مطمئناً اون هم بین اینا بازم اسم و شماره داره . . . پس کارت سه شد . . .
مگه این که این آقا رو با اسم 1 مرتضوی ثبت کنه و تو گوشیش فقط شماره ی تو و اون باشه . . .
جیگر این کارا قدیمی شده . . . بابا دیگه پرشین بلاگ پنج ساله تو این مملکت داره کار میکنه . . . دیگه ما خودمون این کاره اییم. . .
حالا خود دانی . . .
که میگفتی قلبم پیش تو اسیره گول چشماتو که خوردم
گفتم هستی تا همیشه خالی بود تموم حرفات
میدونستم که نمیشه بی مرام زهرتو ریختی و نگفتی که
چی میشه قلبمو له کردی رفتی اصلا باورم نمیشه...!!!

نمی دونم چرا . . .هرروز از روز پیش خسته تر میشم . . . هر روز کلافه تر . . .
شاید اگه دیفوونه نبود . . . اگه دیفوونگی هاش نبود . . . اگه عشقش نبود . . .اگه این قدر آروم نبود . . . اگه این قدر صبور نبود . . . و اگه این قدر مهربون نبود . . . من زودتر از اینا می رفتم . . .
دل دل دیوونه ی منه
عشقت تو سینه ی منه
دنیا تو دستای منه
وقتی نگات ماله منه . . .
قرارمون تو بارون ، دوباره دیدنمون
گرفتن دستای تو و دوستت دارم های منه
کینه
یه عمری دنبالت بودم ،خرور من تباه شده . . .
آتیش به جونم کشیدی . . .
خاکسترم کردی یه روز . . .
رفتی و خندیدی به من . . .
دم نزدم ، گفتی بسوز . . .
کینه تو دارم به دلم
فکر میکنم به انتقام . . .
جوش میارم با اسم تو
چه من بخوام، چه من نخوام . . .
ببین چی کار کردی با من، که فکر انتقامتم
میخوام تو رو خار ببینم، منتظر سلامتم
منتظرم بگی سلام، رد بشم از کنار تو
بشکنی و عشق بکنم، با قلب بی قرار تو

با امید قهرمانی ایتالیا . . .
کسی جواب می دهد: نه!
این قلب ها
برای شکستن
هنوز خیلی کوچک اند . . .
************************
خدایا!
به چشمان آبی دریایی ات قسمت میدهم که لحظه ایی
مرا به خود وامدار و بگذار تا آخرین روز زندگی
جای سبز دست هایت را بر شانه هایم حس کنم
خدایا!
نور هدایت را بر قلبم بتابان. . .
آمین! . . .
این قدر ویرانم که حد نداره. . .
یه وقتایی فکر میکنم که چرا؟. . . چی مهم نیست . . .فقط این چرای لعنتی تو سرم میکوبه. . .
احساس خوبی ندارم. . .
حتی عشق دیفوونه هم نتونست من رو از خماری روزهام در بیاره. . . شاید وجودش آرامش بود. . .اما. . .
اما من فرقی نکردم. . .
هنوز همون آدمی هستم که با تمام وجودش مرگ رو آرزو میکنه. . .
فصل پاییزی من که میرسه
فصل اندوه سفر سر میرسه
تو سکوت خسته ی باور من
سایه ام فکر جدایی میکنه
شاخه ی سرد وجودم نمیخواد
رگ بیداری لحظه هام باشه
هنوز همونم. . .یه آدمی که شبا تا صبح بیداری تا شاید. . .فقط شاید بتونه تو سکوت شب آروم شه. . .اما حیف. . .
حیف که سکوت شب هم آرومش نمیکنه. . .
دیگه بیداری شب عادتمه
همدم سکوت تنهایی من
تیک تیک ساعتمه
تیک تیک ساعتمه
دلم میخواد با خدا حرف بزنم. . .
آهای خدا. . .خسته ام. . .خسته. . .میدونی خستگی چیه؟. . .میدونی من چی میکشم؟. . .
میدونی دیوونه وار منتظر اون پیک مرگت هستم؟. . .میخوای چی رو بهت ثابت کنم؟. . .
ثابت کنم که بنده ی خوبی نیستم؟. . .ثابت کنم که نمیتونم؟. . .ثابت کنم که لیاقت زندگی رو ندارم؟. . .
باشه. . .احتیاج به ثابت کردن نیست. . .خودم بهت میگم. . .
زندگی برای من قفسه. . .دنیا برای من کوچیکه. . .نفسم توش میگیره. . .خدا من جانشین خوبی برات نیستم. . .
من جانشین خوبی برات نیستم. . .جانشین خوبی برات نیستم. . .خوبی برات نیستم. . . برات نیستم. . .نیستم. . .
نیستم. . .نیستم. . .نیستم. . .نیستم. . .نیستم. . .
خدایا من هیچی نیستم. . .هیچی. . .
خدایا من گم شدم. . . تو این جهنمی که تو اسمشو گذاشتی دنیا. . .گذاشتی زندگی. . .
داغ ترانه تو نگام
شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس
منتظر پریدنم![]()

امشب لبای تو خیال بوسه داره
بازم چشات برق میزنه مثل ستاره
بگو چه جور این دل گرم و بی قرارم
میون صد هزار تا چشم طاقت میاره
میخوام لبامو رو لبات بذارم
ولی میون جمع راهی ندارم
بیا بریم با همدیگه یه جای خلوت
بهم بگو حرفاتو با خیال راحت
به من بگو دوستم داری قدر یه دنیا
منم میگم دوست دارم تا به قیامت
میخوام لبامو رو لبات بذارم
ولی میون جمع راهی ندارم
با اون نگات به من میگی آتیش داغی
نترس منم خبر دارم آخر راهی
آخ اگه یه جور تو رو به چنگ بیارم
اون وقت بهت میگم کی ام و تو کجایی
میخوام لبامو رو لبات بذارم
ولی میون جمع راهی ندارم

دریغ از اینکه قطره های بی اختیار و طولانی، که شوریش تا شب، توی دهانم می ماند، ذره ای از این بغض را التیام باشد.
پ.ن: پایان این نوشته اشکهایی بود که دیگر شوری شان را نیز، از دست داده اند.....
تا حالا به درد من مبتلا شدی؟
یادمه اولین باری که گفتم: اه این زندگی چیه؟ همه گفتن تو سن تو که همه چیز قشنگه . . .
پس اه گفتن تو بی دلیله. . .
یادمه اولین باری که گفتم:زندگی احمقانه است، همه گفتن وا!خوشی زده زیر دلت؟. . .
یادمه اولین باری که دم از سفر زدم همه خندیدن . . .زندگی مثل بختکه . . .چسبیده به آدم . . .
تو. . .تو جا بزنی. . .امکان نداره. . . دختری تو موقعیت تو. . .خسته بشه. . . جا بزنه. . .
اما شدم. . .
جا زدم. . .خسته شدم. . .دیوونه شدم. . . زدم به سیم آخر. . .
همه گفتن نه بابا این میخواست مرگ روهم امتحان کنه. . .همه گفتن جوونی کرده. . .
میخواسته ثابت کنه بزرگ شده. . .
همه گفتن و گفتن. . .
فقط گفتن. . .هیچ کس نپرسید دردت چیه؟. . .هیشکی نگفت تو چرا این قدر ساکتی. . .
تو خودتی. . .این قدر بی حرفی. . .هیشکی نپرسید. . .
فقط گفتن مغروری. . .خودخواهی. . .لجبازی. . .احمقی. . .پررویی. . .و البته آرومی. . .
همه گفتن . . . . . . . .
همه فقط گفتن. . .
یادمه اولین باری که گفتم مسافر خسته منم. . .بار سفر رو بسته ام . . .همه گفتن کجا به سلامتی
دست ما رو هم بگیر. . .هیشکی نگفت چرا خسته؟. . .چرا مسافر؟. . .
همه فقط عقیده ی خودشونو گفتن. . .گفتن؟. . .نه تحمیل کردن. . .
باید. . .نباید. . .باید. . .نباید. . .
آره . . . نه . . .آره . . . نه. . .
یادمه اولین بار تو کتابای مامانم دنبال دارویی میگشتم که بعد از کما مرگ داشته باشه . . .
میخواستم همه رو زجر بدم. . .نمیخواستم آسون بمیرم . . .پیداش کردم . . .دیازپام 20 . . .
تمووم داروخونه ها رو میگردم. . .اما نمیدن. . .نسخه جعل میکنم. . .اما بهم شک میکنن . . .
-آقا میشه این نسخه رو بدین؟
نگاه میکنه. . .
-صدتا دیازپام ۲۰؟. . .دیازپام ۲۰ خیلی کمیابه. . .واسه کی میخوای؟. . .
-مادربزرگم. . .
نگاه میکنه تو چشام. . .
لعنت به قیافه ی من که نمیتونه دروغ بگه. . .چشام پته میریزه رو آب. . .
-حیف تو نیست؟. . .به این قشنگی . . .
تو ناصرخسرو میگردم. . .اونجا به اسم والیوم میشناسن . . .و بالاخره پیدا میکنم. . .
یادمه قبل از خوردن تمووم شیشه های خونه رو شکستم. . .به انتقام شکستن دل خودم. . .به انتقام خرد شدن خودم. . .
روحم. . . و شکستن غرورم. . .خیلی سخته پیشه خودت بشکنه. . . احساس نابودی اونجاست. . .
بعد از خوردن اون همه قرص حالم داشت بهم میخورد. . .اما. . .اما باید صبر میکردم . . . احساسم اون موقع مزخرف بود. . .
می خوابم. . .
یکی میزنه تو گوشم. . .چشامو باز میکنم. . . بابام لباس سفید پوشیده. . .یه چیزه سیاه و بی مزه میریزن تو دهنم. . .بابا ولم کن. . .
احساس میکنم یه نفر محکم بغلم کرد و من یهو آزاد شدم. . .فقط شنیدم یکی داد زد شک بیارید قلبش وایساد. . .همین. . .
چشامو باز میکنم. . .تو هوا پر میزنم. . .آزادم. . .دلم میخواست برم سرمو بذارم روی پای خدا. . .اما همه با عصبانیت بهم میگن برگرد. . .
دلم نمیخواد. . .میخوام بمونم. . .این جا،جای تو نیست. . .
صدای کشیده شدن دو تا آهن رو هم میاد. . .چشامو باز میکنم. . .صدای دستگاه قلبه. . .
_________________________________
من مردم؟. . .خب اگه من مردم پس این همه سیم چیه بهم وصله؟. . .همه رو میکشم. . . تو دهنم لوله است. . .تو دماغم. . .
به دستام. . .به پاهام سرم وصله. . .همه رو میکشم. . .یکی میاد بالا سرم. . .داد میزنه به هوش اومد. . دستامو به تخت میبندن. . .خون منجمد شده. . .رگه دستمو میزنن. . .
نمیتونم نفس بکشم. . .دوباره می افتم. . .
صحنه ی بعد که یادم میاد تو خونه بودم. . .حتی یادم نیست چه جوری مرخص شدم. . .
میگن سی و دو روز تو کما بودم. . .خودم که نمیدونم. . .میگن تو بخش مثل معتاد ها نشسته بودم . . .میگن هیچکس رو نمیشناختم. . .
میگن هشت دقیقه قلبم وایساد. . .میگن ریه هام،کلیه هام رو از دست داده بودم. . .میگن دکترها همه گفته بودن اگه زنده بمونه،اگه، اگه زنده بمونه حافظه اشو از دست میده. . .قرص ها فاسد بودن. . .میگن. . . میگن. . .
راستی کی این گفته ها تموم میشه؟. . .کی میشه من بگم؟ . . .
یعنی میشه من آروم شم؟. . .
امروز این قدر داد زدم که صدام در نمیاد. . .خسته شدم. . .خسته. . .
دلم میخواد داد بزنم:
تا حالا به درد من مبتلا شدی؟
خوشا فریاد زیر آب
خوشا پیدا شدن در عشق،برای گم شدن در یاد
میگن تاریخ تکرار میشه
میگن ممکنه یه چیزایی تو زندگی یه نفر دوبار تکرار شه. . .
دیروز به طرز عجیبی سرم درد میکرد . . .
خون دماغ ولم نمیکرد . . . دلم میخواست بخوابم و بیدار نشم . . .چقدر خسته بودم . . .
می خوابم . . .عجب خوابایی می دیدم . . .خواب؟. . .خواب که نه . . .
دستامو بسته بودن به صندلی و با قلموی نقاشیم رو صورتم نقاشی می کردن . . .
من داد میزدم . . . ترس تمووم وجودم و گرفته بود . . .یه نفر تو گوشم داد میزد. . . داد میزد یا صدام میکرد؟ . . .
یه نفر میزد تو صورتم . . .
- سپییده؟!. . .سپیدم. . .مامانی. . . چشاتو باز کن . . .
چشامو باز میکنم. . .
لعنتی . . .هنوز که زنده ام . . .
میخوابم . . . شاید به امید مرگ . . .
نمیدونم باز ساعت چند بیدار میشم و میام نت . . . حتی نمیدونم دیشب با کی چت کردم. . .
فقط یادمه بهم گفت:WB
که منم خیلی ترسیدم. . .همین یادمه . . .
ساعت حدود دوازده است . . .زنگ میزنم به دیفوونه . . .خستگی و ناامیدی تو صدامه . . .
دلم میخواد بهش بگم برو . . .دوست ندارم. . .اصلاً من آدمه خوبی نیستم . . .فراموشم کن. . .
اما لال میمونم. . . صدای ناله ی اشکام از دهنم در میاد . . .و دیفوونه میفهمه چشمای من بارونیه. . .
دلداری میده . . .اما چه فایده . . .خسته تر از اونی هستم که بخوام به آرامش فکر کنم. . .
تلفن قطع میشه. . .
می خوابم رو تخت . . .صدای ضبط زیاده. . .اما من صداشو از دور میشنوم:
چه دریایی میان ماست
خوشا دیدار ما در خواب
چه امیدی به این ساحل
خوشا فریاد زیر آب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن،خوشا از عاشقی مردن
همون احساسی رو دارم که چند وقت پیش داشتم . . . پرواز
انگار تو این دنیا نیستم . . .
زنگ میزنم به دیفوونه . . .دیفوونه زنگ میزنه . . . من میزنم. . . دیفوونه . . .من . . .دیفوونه . . .
SHIT ALL
قاطی کردم . . . نه؟

......امون از اون چشات
دل و هرجا میخوای میبری
یه روی خوش نشون نمیدی
منو می کشی با این دلبری
امون از اون چشات![]()
از اون قد و بالات![]()
ببین چطور دلم افتاده به پات
میگم به جون تو میرم قربون تو
میگی جون خودت، ببر زبون تو
هی میگم خرگوش کجا![]()
هی خرگوش کجا کجا![]()
دوستت دارم به خدا
دوستت دارم به خدا
هی خرگوش یواش یواش![]()
هی خرگوش یواش یواش![]()
با ما این جوری نباش
با ما این جوری نباش
شعر بالا حاصل همنشینی این خرگوشه با داداشی
دیفونه است.![]()
امروز وقتی داشتم با دیفونه حرف میزدم داداشی داشت با خرگوشه می رقصید و براش این شعرو می خوند . . . فکر کنم داداشی دیفونه هم عاشق شده . . . ![]()
********************************************
امروز دیفونه رو دیدم . . .![]()
یه چیزی رو هم فهمیدم . . .
دلم میخواد زودتر بریم سرخونه ی خودمون . . .![]()
پ.ن:امروز سما از مامان پرسیده
سما: من و بیشتر دوست داری یا سپیده رو؟![]()
مامان:تا وقتی سپیده ازدواج کنه سپید،اما وقتی رفت تورو![]()
سما:یعنی چقدر دیگه؟![]()
مامان:تا یه ماه دیگه! . . .![]()
![]()
این یعنی مامان هم OK!![]()
پ.ن:جالبترین حرفی رو که شنیده ام از زبون دیفونه بوده . . .![]()
دیفونه:چی میخوری؟ منم می خوام![]()
من:فالوده!![]()
دیفونه:همونا که مثل گوشه ی فرش ریش ریشه؟![]()
![]()
من:![]()

این پست مخصوص دو تا از بهترین دوستامه که این چند وقته با کاراشون اعصاب واسه هیچ کس نذاشتن......می خوام آبروشونو ببرم.....و به همه بگم این دوتا چه اعصابی از من خورد کردن......
اولی محمد یا همون پسر بارونه.....ایشون سر یه موضوع که فقط یه انتقاد بود از من ناراحت شدن و قهر کردن......انگار قبلاْ خیلی زود به زود میومد که این بار قول یه قهر طولانی رو داده.......این شخص همونیه که وقتی من از اون بلاگم قهر کردم اول با قربون صدقه و بعد با تهدید و داد وبیداد منو برگردوند.....ایشون همونی هستن که موقع قهر نیلوفر یه تهدید کلی کرد که هیچ وقت یه آسمونی قهر نمیکنه.....که نباید سر مسایل جزیی آدم فرار کنه...اما عملاً با این پست جدید زیر تموم حرفای خودش زد......
آقای محمد آسمونی .....پسر بارون......و داداش محمد گلم اگه از من رنجیدی اینجا جلوی همه ازت عذر میخوام بسه یا ادامه بدم؟......
دومی لیلا خانوم گل هستن......ایشون یه مدته که بدجور قاطی کردن و به همه چی فحش میدن ،گیر میدن و کارایی جدید .......لیلای خوبم نازنینم.....کسی بهت نمیگه که خودتو مخفی کنی.....کسی نمیگه حرف دلتو نگو.......کسی نمیگه حرف نزن.....اما تو داری زیاده روی میکنی......داری یه مشکل قابل حل رو پاک میکنی......خب عزیز گلم چرا پاکش میکنی؟......حلش کن......تو عاشق بودی...قبول!....هستی...قبول!.....اما چرا این جوری؟......تو کارت دخالت نمکینم فقط بهت بگم به خودت بیا.......همین!...
از صبح تا شب و برعکس از شب تا صبح که من هستم تو هم هستی.....من خودمو پیدا کردم ...امیدوارم تو خواهر گلم....و مهربونم هم خودتو پیدا کنی........
این مطلب رو قاطی بالا نکنید اما یه چیزی به این دایی کوچولو بگم
هان؟آره این همون کامرانه که دیگه داداش کوچولوی من نیست و شده دایی کوچولوی یه نفر
کامی جون زیاد به آدمک ها گیر نده.......آدمکها هم یه روز بزرگ میشن.....یه روز میرن و تو میمونی تو دنیایی که واسه خودت و آدمک ساختی.....بدون و باور کن که آدمها بهتر از آدمکهای خیالی هستن.....
**********************************************
چند کلمه ایی با دیفونه:![]()
من که باورم نمی شه.....این قدر من و تو کله خر و احمق باشیم......واسه همین کاراته که دوست دارم خره........
خورشید را میدزدم
فقط برای تو!
میگذارم تو جیبم
تا فردا بزنم به موهایت
فردا به تو میگویم چقدر دوستت دارم!![]()
![]()
دیفوونه !خیلی دیفوونه ایی .....منم دیففوونه وار دوستت دارم![]()
![]()
راستی بیا این خرگوشه رو ببر
شب تا صبح زیر تختم وول وول میزنه![]()
****************************************************** پ.ن:خواهش میکنم
تو کامنت هاتون فحش ننویسین......چون ۱.پاک میشن.۲.خودتون و ضایع میکنید.۳.اینجا خانواده هست........مامانم و بیشتر فک وفامیل و آشنا اینجارو میخونن![]()
![]()
پ.ن:خوبه مخصوص بود.....وگرنه چقدر دیگه مینوشتم![]()

