یادمه اولین باری که گفتم: خسته شدم همه گفتن مگه ممکنه آدمی مثل تو که نمیدونه غم چیه جا بزنه . . .
یادمه اولین باری که گفتم: اه این زندگی چیه؟ همه گفتن تو سن تو که همه چیز قشنگه . . .
پس اه گفتن تو بی دلیله. . .
یادمه اولین باری که گفتم:زندگی احمقانه است، همه گفتن وا!خوشی زده زیر دلت؟. . .
یادمه اولین باری که دم از سفر زدم همه خندیدن . . .زندگی مثل بختکه . . .چسبیده به آدم . . .
تو. . .تو جا بزنی. . .امکان نداره. . . دختری تو موقعیت تو. . .خسته بشه. . . جا بزنه. . .
اما شدم. . .
جا زدم. . .خسته شدم. . .دیوونه شدم. . . زدم به سیم آخر. . .
همه گفتن نه بابا این میخواست مرگ روهم امتحان کنه. . .همه گفتن جوونی کرده. . .
میخواسته ثابت کنه بزرگ شده. . .
همه گفتن و گفتن. . .
فقط گفتن. . .هیچ کس نپرسید دردت چیه؟. . .هیشکی نگفت تو چرا این قدر ساکتی. . .
تو خودتی. . .این قدر بی حرفی. . .هیشکی نپرسید. . .
فقط گفتن مغروری. . .خودخواهی. . .لجبازی. . .احمقی. . .پررویی. . .و البته آرومی. . .
همه گفتن . . . . . . . .
همه فقط گفتن. . .
یادمه اولین باری که گفتم مسافر خسته منم. . .بار سفر رو بسته ام . . .همه گفتن کجا به سلامتی
دست ما رو هم بگیر. . .هیشکی نگفت چرا خسته؟. . .چرا مسافر؟. . .
همه فقط عقیده ی خودشونو گفتن. . .گفتن؟. . .نه تحمیل کردن. . .
باید. . .نباید. . .باید. . .نباید. . .
آره . . . نه . . .آره . . . نه. . .
یادمه اولین بار تو کتابای مامانم دنبال دارویی میگشتم که بعد از کما مرگ داشته باشه . . .
میخواستم همه رو زجر بدم. . .نمیخواستم آسون بمیرم . . .پیداش کردم . . .دیازپام 20 . . .
تمووم داروخونه ها رو میگردم. . .اما نمیدن. . .نسخه جعل میکنم. . .اما بهم شک میکنن . . .
-آقا میشه این نسخه رو بدین؟
نگاه میکنه. . .
-صدتا دیازپام ۲۰؟. . .دیازپام ۲۰ خیلی کمیابه. . .واسه کی میخوای؟. . .
-مادربزرگم. . .
نگاه میکنه تو چشام. . .
لعنت به قیافه ی من که نمیتونه دروغ بگه. . .چشام پته میریزه رو آب. . .
-حیف تو نیست؟. . .به این قشنگی . . .
تو ناصرخسرو میگردم. . .اونجا به اسم والیوم میشناسن . . .و بالاخره پیدا میکنم. . .
یادمه قبل از خوردن تمووم شیشه های خونه رو شکستم. . .به انتقام شکستن دل خودم. . .به انتقام خرد شدن خودم. . .
روحم. . . و شکستن غرورم. . .خیلی سخته پیشه خودت بشکنه. . . احساس نابودی اونجاست. . .
بعد از خوردن اون همه قرص حالم داشت بهم میخورد. . .اما. . .اما باید صبر میکردم . . . احساسم اون موقع مزخرف بود. . .
می خوابم. . .
یکی میزنه تو گوشم. . .چشامو باز میکنم. . . بابام لباس سفید پوشیده. . .یه چیزه سیاه و بی مزه میریزن تو دهنم. . .بابا ولم کن. . .
احساس میکنم یه نفر محکم بغلم کرد و من یهو آزاد شدم. . .فقط شنیدم یکی داد زد شک بیارید قلبش وایساد. . .همین. . .
چشامو باز میکنم. . .تو هوا پر میزنم. . .آزادم. . .دلم میخواست برم سرمو بذارم روی پای خدا. . .اما همه با عصبانیت بهم میگن برگرد. . .
دلم نمیخواد. . .میخوام بمونم. . .این جا،جای تو نیست. . .
صدای کشیده شدن دو تا آهن رو هم میاد. . .چشامو باز میکنم. . .صدای دستگاه قلبه. . .
_________________________________
من مردم؟. . .خب اگه من مردم پس این همه سیم چیه بهم وصله؟. . .همه رو میکشم. . . تو دهنم لوله است. . .تو دماغم. . .
به دستام. . .به پاهام سرم وصله. . .همه رو میکشم. . .یکی میاد بالا سرم. . .داد میزنه به هوش اومد. . دستامو به تخت میبندن. . .خون منجمد شده. . .رگه دستمو میزنن. . .
نمیتونم نفس بکشم. . .دوباره می افتم. . .
صحنه ی بعد که یادم میاد تو خونه بودم. . .حتی یادم نیست چه جوری مرخص شدم. . .
میگن سی و دو روز تو کما بودم. . .خودم که نمیدونم. . .میگن تو بخش مثل معتاد ها نشسته بودم . . .میگن هیچکس رو نمیشناختم. . .
میگن هشت دقیقه قلبم وایساد. . .میگن ریه هام،کلیه هام رو از دست داده بودم. . .میگن دکترها همه گفته بودن اگه زنده بمونه،اگه، اگه زنده بمونه حافظه اشو از دست میده. . .قرص ها فاسد بودن. . .میگن. . . میگن. . .
راستی کی این گفته ها تموم میشه؟. . .کی میشه من بگم؟ . . .
یعنی میشه من آروم شم؟. . .
امروز این قدر داد زدم که صدام در نمیاد. . .خسته شدم. . .خسته. . .
دلم میخواد داد بزنم:
تا حالا به درد من مبتلا شدی؟